|
سوالات
عمومی
فصل ٧
سوالات
دينی
١ -
ائمهء دين و
مفسرين (رح)
گويند همه قرآن
کريم در بسم
الله الرحمن
الرحيم
گنجانيده است.
آيا
تثبيت اين
واقعيت را به
چه ترتيب ميتوان
نمودار ساخت؟
٢ -
ائمهء دين و
مفسرين (رح) به
اين تحقيق متفق
الرأی اند که
همه قرآن در
سوره فاتحه
پيداست آيا
ثبوت اين
حقيقت چطور
روشن گرديده
ميتواند؟
٣ - در
حاليکه ما دين
و رهنمايی های
دين را نظر به
نص صريح: « اَليَومَ
اَکمَلتُ
لَکُم
دِينَکُم... »
(مائده/٣)
ترجمه
: امروز کامل
کردم دين شما
را برای تان،
پوره و کافی
ميدانيم.
چرا ذکور
و اناث، شقی و
سعيد عالم
اسلام حتی
اوليأ و انبيأ
(ع) بطور واجب
درهمه نمازها
« اِهدِنَا
الصِّرَاطَ
المُستَقِيمَ »
بايد بگويند
در حاليکه بر
هدايت هستيم و
اين عبارت به
معنی درخواست
هدايت باشد
گويا که يا هدايت
نشده ايم و يا
بر هدايت خود
تشکيک داريم؟
٤ - «
صِرَاطَ
الَّذِينَ
اَنعَمتَ
عَلَيهِم » الخ.
به راه راست
آنانيکه نعمت
داده به ايشان
که انبيأ و رسل
و غيره نيکان
باشند.
حال
آنکه راه
انبيأ (ع) همه و
همه بر زحمت و
تکليف بوده که
بعضاً به حالت
رقت بار کشته
يا زخمی شدند
مثل نوح و
ذکريا و عيسی
عليهم الصلوة و
غيره.
پس
نعمت چه خواهد
بود؟
٥ - چرا
اول خداوند جل
جلاله در « آلم.
ذَالِکَ
الکِتَبُ
لاَرَيبَ
فِيهِ هُدًی
لِّلمُتَّقِينَ »
فرموده است.
(بقره/٢)
ترجمه
: بعد از حروف
مقطعات آلم.
اين قرآن که
در آن هيچ شک و
ترديد نيست
رهنمايی برای
پرهيزگاران
است.
پس "هدی
للناس" يا
رهبر عامه
مردم چه باشد؟
يا
به عبارهء
ديگر چرا "هدی
للناس" نگفت؟
درک اين حقيقت
به ما چه راز
عمده را می آموزاند
و يا به
اختيار ما
قرار ميدهد؟
٦ - چرا
اول اساس
مدارج قبول
ايمان را به
غيب به لفظ
« يُؤمِنُونَ
بِالغَيبِ »
استوار
کردند؟ (بقره/٣)
ايمان
بر غيب چيست
(مؤمن به
تفصيلی و اجمالی)؟
ازين
چه حقيقت به
دست می آيد
توضيح دهند.
خصوصاً که در
اول عبارت
امنت بالله
ايمان بر خدا
جل جلاله را
مقرر کرده
اند؟
٧ - غيب
چه را می گويند؟
و خداوند جل
جلاله را چرا
غائب ميدانند
درحاليکه
حضرت او جلت
عظمته
ميفرمايد:
« وَنَحَنُ
اَقرَبُ
اِلَيهِ مِن
حَبلِ
الوَرِيدِ » (ق/١٦)
ترجمه
: ما نزديکتر
هستيم به او
از رگهای
گردنش (شارگ
های گردنش).
٨ - « يُقِيمُونَ
الصَّلَوةَ » الخ.
که علامت دوم
مؤمن به يقين
برپا ميدارد نماز
را (خدمات
جانی).
الف :
خدمات جانی
چيست؟
ب :
نتيجه اين عمل
در ظاهر و
باطن چيست؟
٩ - « وَ
مِمَّا
رَزَقنَهُم
يُنفِقُونَ »
(بقره/٣)
علامت
سوم مؤمنان
خدمات مالی از
آن چه به
ايشان روزی
داده ايم. که
به قول فقها
زکوة از نقود
و صوائم وغيره
پرداختن است.
حقيقت « مِمَّا
رَزَقنَهُم
يُنفِقُونَ »
چيست؟
١٠ - چرا
خداوند جل
جلاله پس از (٤)
آيت علامت
مؤمن و (٢) آيت
نشانهء کافر و
يازده آيت را
به دو مثال که
مجموعاً (١٣)
نشانه می گردد
در باره
منافقين
فرموده است که
به تناسب
علامات مؤمن
سه برابر
بيشتر و به
نسبت آيات
کافر شش
و نيم برابر
اضافه تر وارد
گرديده با
آنکه در اول
عبارت مجرد
ايمان بر
خداوند جل
جلاله و روز
آخرت شانرا
نفی کرده و
ايشان را مؤمن
با اين اقرار
ندانسته است؟
١١ -
چطور کنيم که
اصل ايمان و
اقرار به زبان
و تصديق دل را
بدانيم زيرا
گواهی زبان فهميده
ميشود اما
تصديق دل را
کس نداند؟
١٢ -
خداوند جل
جلاله در قرآن
عظيم الشان می
فرمايد:
« فِی
قُلُوبِهِم
مَّرَضٌ » الخ.
(بقره/١٠)
به
دلهای کفار
اشاره مرض
شديد نموده
است. آيا حقيقت
اين به منطق
عالی علمی چه
خواهد بود؟
١٣ - « خَتَمَ
اللهُ عَلَی
قُلُوبِهِم)
الخ. »(بقره٧)
ترجمه
: مهر نهاده
است خداوند جل
جلاله بر دل
های شان طوريکه
مفسرين گفته
اند که مهر
کفر بر دل های کفار
نهاده اند.
پس
کفار چه
مسئوليت
دارند؟ زيرا ا
ز اول آنها را
کافر آفريدند
اگر تعبير و
تفسير صحيح
باشد و الانه
صورت صحيح آن
کدام است؟
١٤ -
قرآن عظيم
الشان عقل،
اراده،
ايمان، مرض،
شهوت، چشم و
غيره را به دل
نسبت داده
است.
برعکس
اعداء اسلام
ميگويند که
اين ادعا
باالکل پوچ و
مخالف اساس
علمی است جواب
چه باشد؟
١٥ - « فَلاَ
تَجعَلُوا
لِلَّهِ
اَندَادًا... »
مبرهن چه
حقيقت است؟
ترجمه
: پس مقرر
مکنيد به خداوند
جل جلاله هيچ
همتائی.
(بقره/٢٢)
آيا
کفر و بت
پرستی باطنی
نيز درين شامل
است يا خير؟ اگر
شامل است
انداد باطنی
چيست؟
الف :
آيا مسلمانان
در حاليکه
ميگويند خدا
جل جلاله را
دوست داريم
ولی طوريکه
ديده ميشود
چندين بار
بيشتر از آن
زن، بچه و
شهوت را دوستتر
دارند چرا؟
ب : آيا
مسلمانان در
حاليکه
ميگويند ما از
خداوند جل
جلاله می
ترسيم با آنکه
عملاً صدها
بار بيشتر از
ظابط و ارباب
قدرت می
هراسند چرا؟
ج : آيا
در حاليکه
مسلمانان می
گويند خدا جل
جلاله را حاضر
و ناظر
ميدانيم چرا
بدکاران
(رشوت، دزدی،
زنا کاری و
غيره) را از
طفل پنج ساله
می پوشانند و
روبروی او
گناه نمی کنند
و آن عمل
ناروا را نمی
نمايند ولی از
حضور خداوند
جل جلاله هراس
ندارند؟
١٦ -
گويند ملايک
اجساد لطيفه
نورانی باشند
که از همه
حوائج توالد،
تناسل و اکل و
نوش مبرا اند.
آيا از
کجا خلق می
شوند؟ و چطور
پيدا می
گردند؟ آيا
سکونت شان
کجاست؟
اگر
توالد و تناسل
ندارند از کجا
می شوند؟
١٧ - آيا
حوران و غلمان
که قرآن به
چندين جای
برای مؤمنان
وعده کرده است
به چه نظام روبرو
اند و چطور
توالد و تناسل
می کنند؟
١٨ - آيا
(٧٤) آيت راجع به
ملک و تصرفات
آنها بر انسان
به عقيده شما
برای چيست؟ و
چه خواهد بود؟
١٩ - فرق
بين روح انسان
و ديگر
جانداران به
نظر شما چه
خواهد بود؟
٢٠ -
درست است که
دهن راه تقويه
بدن به واسطه
غذا است.
آيا
دهن تقويه روح
در انسان چه
خواهد بود؟ و
در کجا است؟
٢١ - آيا
روح بعد از
مرگ به کجا
ميرود؟
٢٢ - آيا
با جسد روح
انسان بعد از
مرگ ارتباط
دارد يا خير؟
٢٣ - اگر
ارتباط ندارد
اصل حقيقت آن
چيست؟
٢٤ - آيا
عزرائيل (ع) چطور
ميداند که اجل
فلان کس رسيده
است؟
٢٥ - می
گويند جن مثل
ما انسان ها
به امر و نهی
مکلف اند آيا
آنها
پيغمبرهای
جداگانه
دارند؟ يا
چطور؟
٢٦ - آيا
در کجا خلق می
شوند و کجا به
سر می برند؟
٢٧ -
شيطان و وساوس
آنرا بيشک در
دل خود (باطن)
هر واحد احساس
می کند. آيا
اين موجودان توالد
و تناسل دارند
يا خير؟ و به
کدام زاويه از
جهان و غيره
جايها افلاک
شان خواهد
بود؟
٢٨ -
علمای دينی
گويند که
شياطين تا روز
قيامت نظر به
آيت های واضح
که خداوند جل
جلاله فرموده
نمی ميرند.
آيا
اگر نابودی در
ايشان نباشد
پس در حال
توالد و تناسل
روی زمين حتی
همه کرات را
فرا نخواهد
گرفت؟
٢٩ - اگر
چنين نباشد که
توالد و تناسل
شان به يک بار
در اول خلقت
انجام يافته
است پس اينها
دارای چه
عمرهای دراز
هستند طبيعی
که به تکتيک
تلبيسات نظر
به تجارب بر
اولاد بشر
روبرو قوی و
قويتر گردند،
کجا ميتوان
انسان ضعيف به
ايشان مقابله
کند جز اينکه به
شکست در شکست
روبرو و مواجه
گردد؟
٣٠ - آيا
در (١٥٦) جای
قرآن کريم نام
و
کارگذاريهای شيطان
را چرا خداوند
جل جلاله تذکر
داده و توضيح
نموده است،
مطلوب به
عقيده شما
چيست؟
٣١ - آيا
به نظر شما
سويه شياطين
که با زعمای
بزرگ جهان و
دهقانان
بيچاره مقرر
اند يکسان
است؟ يا چطور؟
٣٢ -
کوتاه ترين
راه حصول
معرفت که اکثر
پيشوايان دين
آنرا در
تفسير: « وَ مَا
خَلَقتُ
الجِنَّ
وَالاِنسَ
اِلاَّ
لِيَعبُدُونِ »
ای ليعرفون.
(ذريات/٥٦)
ترجمه
: نيافريدم جن
و انس را مگر
برای عبادت يعنی
معرفت تفسير
کردند به نظر
شما کوتاه
ترين راه
معرفت کدام
خواهد بود؟
٣٣ - نظر
به اصول
اساسات فقه
مثل
نورالانوار،
حسامی، شاشی و
غيره هرگاه
آيه به صيغه
حکم نازل شده
و قرينهء
مانعه يا خلاف
نداشته باشد
بايد آنرا فرض
دانيم.
چرا
از دو هزار و
پنجصد آيت
متذکره که
راجع به تفصيل
انواع تخليق
فرموده است
مسلمانان کار
نگرفتند؟
٣٤ -
رسول (ع) در
فضيلت مطالعه
اسرار عظمت و
حکمت آن در
لابلای اسباب
و اشيأ عالم
ماديات چقدر
تشويقات کرده
مثلاً يک
دقيقه مصروفيت
به چنين حقايق
را معادل
يکسال عبادت و
يک ساعت آنرا
بهتر از شصت
سال طاعت
شمرده اند چرا؟
٣٥ - نهی
از تفکر در ذات
خداوند جل
جلاله و برعکس
متوجه شدن در
انواع و اقسام
نعمأ و اشيأ
(دنيا) چرا
تشويقات فرموده
اند؟ چنانکه
می فرمايد:
«
تفکرو فی الاء
الله ولا
تفکرو فی ذات
الله » الحديث
ترجمه
: تفکر کنيد در
مصنوعات
خداوند جل
جلاله و فکر
مکنيد در ذات
الله.
٣٦ - چرا
از قرآن پنجصد
آيات احکام را
گرفتند
متباقی (٦١٦٦)
آيات را به
دست فراموشی
قرار دادند؟
٣٧ - آيا
بروی (٢٥٤)
آيات که راجع
به نفس و انواع
آن به سه قسم
توضيحات داده
است چه معلومات
داريد؟
٣٨ - آيا
به عقيده شما
خود نفس چيست؟
٣٩ - آيا
نفس بر چند
قسم است؟
٤٠ -
منظور از سويه
های مختلف نفس
چيست؟
٤١ -
تبديل موقف
نفس از يک
حالت به حالت ديگر
به واسطه چه
می شود؟
٤٢ - آيا
حضرت محمد صلی
الله عليه
وسلم با خود
چه داشت که
عقايد (١٥٠٠)
ساله بت
پرستان را با
همه مزخرفاتش
تغيير داد؟
٤٣ - چه
چيز اکثر مشرکين
را واداشت که
پس از درآمدن
به اسلام برخلاف
عقايد خويش
مردانه وار در
راه خدا جل
جلاله برای
شيوع وحدت
آمادهء
هرگونه ايثار
شدند و
نزديکترين
دوستان را در حال
مخالفت با
اسلام نابود
ساختند؟
٤٤ - نظر
به آيه: « وَلاَ
تَهِنُوا
وَلاَ
تَحزَنُوا وَ
اَنتُمَ الاَعلَونَ
اِن کُنتُم
مُّؤمِنِينَ »
(آل عمران/١٣٩)
ترجمه
: خوار نمی
شويد و به غم
گرفتار نمی
گرديد و شما
هستيد (ای
مؤمنان) به
مقام اعلی اگر
بوديد مسلمين
کامل الايمان.
لازم
بود که تصرف و
تسلط بر همه
امور جهان
برای مؤمنان
ميشد؟
ولی
اکنون همه
ممالک اسلامی
بطور مسقتيم
يا غير مستقيم
به دروازهء
يکی از شرق يا
غرب افتاده
اند. يعنی
ايمان ما قابل
پسند او تعالی
جل جلاله نيست
يا وعده اش خلاف
گرديده؟ نعوذ
بالله.
٤٥ - آيا
غلبهء کنونی
اعدأ بر جامعه
مسلمين دليل
روشن بر بطلان
رويه ما خلاف
نصوص صريح
قرآن نيست؟ يا
حقيقت طور
ديگر است؟
٤٦ - آيا
اين پسمانی
جامعه اسلام
را از صحيح
نبودن احکام
قرآن بايد گفت
نعوذ بالله و يا
گمراهی و خلاف
ورزی ما از
شاهراه حق و
عدالت
نموداری می
کند؟
٤٧ - در
حاليکه همه
علما و
پيشوايان می گويند
و به حجت قاطع
قرآن نظر
ميدهد که نماز
منع کنندهء
شخص از جمله
اعمال و اقوال
ناروا است و
هکذا همه
عبادت باعث
تقويه قوای ايمانی
و روحانی از
قبيل ذکر،
نماز، روزه،
ذکوة، حج و
غيره می گردد.
اما
اگر دقت کنيم
به خوبی در می
يابيم که به
جماعه مؤمنين
نه تنها نماز
وسيلهء تزکيه
نفس و تصفيه
قلب نگرديده
بلکه برعکس
سبب تاريکی
باطن و مقهوری
خدای زمين و
زمان واقع
شديم مگر نمی
بينيد که (٤١) ممالک
اسلامی همه به
دروازه های
شرق و يا به دامن
غرب افتاده
است علت چيست؟
٤٨ -
حالا چه چيز
می تواند که
باعث نجات مسلمانها
گردد؟
٤٩ -
ايمان چيست؟ و
اثر آن در ظاهر
و باطن شخص
چطور نمودار
ميشود؟
٥٠ -
خداوند متعال
در قرآن کريم
می فرمايد:
« اِنَّ
الصَّلَوةَ
تَنهَی عَنِ
الفَحشَآءِ
وَالمُنکَرِ
وَ
لِذِکرُاللهِ
اَکبَرُ وَاللهُ
يَعلَمُ مَا
تَصنَعُونَ »
(عنکبوت/٤٥)
ترجمه
: نماز شما را
باز ميدارد از
جمله امور
ناروای قولی و
فعلی الخ.
با
ادای اين همه
طاعات
پنجگانه
(نماز) چرا
کمترين تصرف
بر جلوگيری
خويش اکثراً
نيافتند که
لااقل غيبت و
تهمت و غيره
خودخواهی و نفس
پرستی را در
معاملات
نکنند؟
٥١ - آيا
اين نماز
چنانکه
خداوند متعال
می خواهد به
آن اساس تنظيم
نگرديده يا به
جای آوردن ما
مثل شايد و
بايد نيست؟
٥٢ - چرا
در هنگام ادای
نماز حضور دل
را به دست
آورده نمی
توانيم؟
٥٣ - شما
اگر به روز
پنج بار به سر
دو انگشت از
زمين خاک
برداريد و در
خلته
بيندازيد پس
از سالی حتماً
پر می شود.
آيا
اثر نماز از
خاک بی ارزشتر
است که در طول
١٠، ٢٠، ٣٠،
٤٠، ٥٠ و
بالاتر از آن
سالها
خوانديم ولی
در باطن ما
نوری که دست کم
ظاهر ما را
صاحب حضور
گرداند ميسر
نشد. نقص چيست؟
و اصلاحش چطور
خواهد شد؟
٥٤ - چرا
انسان به
هنگام شروع در
عبادات مثل
تلاوت يا نماز
و اذکار همزمان
مصروفيت به آن
تا آخر به
انواع وساوس
گوناگون خودش
اينجا و باطنش
به صدها جايها
ميگردد؟
٥٥ -
خداوند جل
جلاله می
فرمايد:
« يَحَسرَةً
عَلَی
العِبَادِ
مَا يَأتيهِم
مِّن رَّسُولٍ
اِلاَّ
کَانُوا بِهِ
يِستَهزِءُنَ »
هرگاه
در ترجمه و
تفسير « مَا
يَأتيهِم
مِّن رَّسُولٍ»
دقت نماييم
درست روشن است
که خدای متعال
نيکان مؤمنان
را مورد خطاب
خود قرار داده
می فرمايد:
ترجمه
: ای افسوس بر
کسانيکه به
دعوت انبيأ (ع)
و قبول کتب
آسمانی مقر
بودند.
نفرستادم به
ايشان هيچ
پيغمبری را مگر
که به او
تمسخر و
استهزاها
کردند. دقت
کنيد که اين عمل
از جانب
بندگان خدا جل
جلاله و مقران
بر وحدت در
برابر شان
واقع ميشد.
آيا
از طرف منکرين
وحدت و شريعت
چه ها که به وقوع
نمی پيوست؟
آيا
درک حقايق فوق
خصوصاً به عصر
امروز به ما
چه ميرساند؟
قابل توجه
مزيد نکته
سنجان موشکاف
است.

|