Visit New Site
  در باره   نويسنده   سنت ما   مطالب   کتابها   پائين کردن   ما را کمک کنيد   به ما تماس بگيريد   با ما تماس بگيريد   جستجو 
  
 محتوای کتاب
 
مقدمه
اساس پيدايش جهان و جهانيان
مظاهر جمال و کمال در پاره يی از اسرار اسماء الله جل جلاله عم نواله
مبنای محبت بر خلقت
نظام خلقت در افلاک چهارگانهء ملک، بشر، جن و شياطين
رقم از تسلسل نظام بارگاه
مشاهده و بررسی پارهء از امور در بارگاه حضور
دلايل علت عدم درک به کنه ذات
دلايلی که چرا بشر را با اين قدرت، تاب ديدار خداوند متعال نيست
دلايلی که به درک ماورای ديد و فهم اسباب و آلات به کار برند
ما و اين سرا فنا و رفتن به عالم بقا
ارائه دلايل به منکرين وجود عالم بقا
مناظر حيات شبه خواب از حالات اصلی بشر باشد
خواص فطری جنت در بشر و بشريت
طراز اول تقرب به عزت و دوری از ذلت
طراز دوم
طراز سوم زندگی اجتماعی زنا شوهری با دلبری به ما ارثاً رسيده است
طراز چهارم
طراز پنجم
موقف پيغمبر و رهنمايان توحيد در بشر
ضرورت به وجود رهنمايان بشر در بحر و بر
بعثت انبيا و صلحا و آزار مربوط به آنها
غايهء دعوت و رهنمايی های اهل حق
کمک با انبيا (ع) و معلنان راه حق
ثبوت روح در کليه اشيا و انواع و اقسامش
ثبوت روح و اثرات فعل و انفعال ارواح در اجساد
فنای کليه اشيا به اعمار متفاوت به غير از خدا جل جلاله قطعی است
قابضين ارواح و حکمت در کشيدن آن به جای ها
نظری مختصر بر مبدأ و معاد بشر
نشر قبور و مشاهدهء اعمال به حضور خالق متعال جل جلاله
حالات نيکوران و بدکاران در سرای باقی
Main Menu   مطالب مربوط                  
 صفحه را به دوستان بفرستيد
 
لطفاً اين صفحه را به دوستان بفرستيد
 سمينارهای رايگان انترنيت
 
توسط فرزند ارشد مولانا فيضانی، استاد مذهبی
 لطفاً عضو شويد
 
نشريه، مطالب و اخبار بطور رايگان بدست آوريد
 نظريات شما
 
افکار خود را با ديگران تبادل کنيد
 

Internet Explorer
Please use IE to
.navigate this site
   
  برگشت :  خانه  فهرست سر کتاب 

اسرار خلقت تا بارگاه عظمت
يا جام و ميگر پنجم


 بقسم متن پائين کنيد
 بقسم pdf پائين کنيد


فصل ١٨

طراز پنجم

 

مقدمه :

شايد به دل خوانندگان اين هيجان به وجود آمده باشد که تا جايی بر مبادی تاکتيک های وقوع بدن در مسير کشاکش های بی اختيار درونی وارد شديم، آيا به چه صورت و کدامين اسلوب ميتوان خود را از چنگال وساوس ازار دهنده و تکليف آورندهء باطن که اکثراً منجر به زد و خوردها و يا عندالقدرت باعث بر کشت و خونها می گردد نجات دهيم و اگر زندگی مرفه نداريم لااقل قلب آرام داشته باشيم؟

در پاسخ اين خواسته ها به خلاصه مطالب ذيل گرچه تا اندازه پيش از وقت است دقت کنند، ببخشيد زيرا پيش از وقت گفتم که نظر به پاراگراف مراحل دانش اين مدرسه تا هنوز به تجزيه و تحليل اتم انسان و غيره کتب مقدماتی آن وارد نشده اند لذا به درک و حل مطالب اين بغرنج های درونی و چاره جويی آن از اينکه حوزهء معلومات خوانندگان محدود است فهم آن مشکلات دارد به هر صورت از سر مبحث نگذريم وبطور مختصر برای تسهيل فهم بايد بگويم:

اول - بادی بدن انسان حاوی دو نيرو روح و نفس است که فطرتاً روح از عالم قدس و حضور ذات اقدس کبريا جل جلاله مطابق « وَ نَفَختُ فِيهِ مِن رُوحِی ».

ترجمه : دميدم در آن (جسد انسان) از حضرت خويش چيزی را به نام روح.

که بنابرين حقيقت درينجا مقيد گرديده ونفس جوهر يا فشرده خاصيت کل زمين است که از مبدأ پيدايش هر دو، خواص فطری شان به خوبی روشن است ه روح از عالم بالا و نفس از جهان سفلی خلق گرديده، ازينرو فطرتاً اين دو نيروی متضادين در قالب انسان واقع شده اند يعنی روح می خواهد که شخص را به سوی رب العالمين و قرب ارحم الراحمين رساند، ولی نفس برعکس می کوشد تا انسان را به طلب ماديات و آنهم از خون جامعه مظلوم به اسفل السافلين کشاند چنانکه مثالهای روشن آن را در ماحول خود به خوبی تمام می بينند.

گرچه اين دو قوا به قطب های مخالف ونقيض يکديگر واقع اند ولی بازهم لازم و ملزوم همديگر نيز می باشند که اگر يکی نباشند و جود ديگرش ظاهراً متعذر می نمايد که اين مطلب به اين قدر حل نگشته اغلاق بيشتر ازين هم دارد.

دوم – به هر يک از نيروهای دوگانه بادی جسم (روح و نفس) محرکين باشند يعنی برای تحريک کردن خير ملک و برای تيز نمودن به کار شر شيطان مقرر است و اينها هم با تأسف ضدين و متناقضين خويش اند.

ازينجاست که با در نظر گرفتن مخالفت فطری روح و نفس واينکه از جهت فعاليت، به قطبهای ضد همديگر واقع اند ونيز محرکين شان به قطبين متضاد در برابر يکديگر قرار دارند، پس چطور ميتواند بادی شخص از گزند اين کشمکش ها آرام گشته و به امان بماند واقعيتی است عينی و ثابت، ازينرو انسان دمی خود را باطناً و ظاهراً لااقل آرام نديده و هميشه به کش و کوکهای درونی و بيرونی به ناخواه خود را سر دچار می يابد.

سوم – کارگردانی اين دو محرکين (شيطان و ملک) در حال تصرف بر اشترنگ بدن يعنی دل باشد، يا به عبارت ديگر: اگر بر پشت اشترنگ دل، ملک جای گرفت شخص هميشه خوشکار و خوشگفتار و صالح است واگر برعکس شيطان جای يافت نه تنها انسان در عمل دغل باز و بدکار و آدمخوار می گردد، بلکه هنگام فراغت امور هم از وساوس آن دقيقه يی خود را فارغ نمی يابد که علايم غلبهء شيطان را بر اشخاص قبلاً به اخير رسالهء چهارم گفتيم.

چهارم- حالا چطور شود که ملک را هميشه بر پشت اشترنگ دل جايگزين گردانيم؟ سوالی بجاست.

آری؛ چقدر که روح قوت گيرد، ملک به همان اندازه بر جسد و دل تسلط يابد و اگر نفس قوت يافت، خصوصاً که از مدارک ناروا و ظلم انسان تغذی يابد، شيطان اضافه تر بر جسم اشخاص مستولی بوده و قوت گيرد، از آنجا که روح از دو طريق رشد و تکامل می يابد بی مورد نيست تا به تحقيق مبادی تقويه روح جلب نظر شما را ذيلاً بنمايم:

١- عبادات بدون قيد و شرط : مثل ذکر او تعالی و تماشای نندارتون، عجز، شکر و خدمت به خلق الله به غرض خوشنودی او تعالی جل جلاله و غيره.

٢- طاعات مقيد به شروط : مانند نماز، روزه، ذکات و حج که فقه اسلام با همه اختلافهای خود متکفل آنست. با درک اين حقايق، حالا چطور ميتواند به نيروبخشی قوای روحانی فعاليت ورزند مختار اند.

بايد فراموش نگردد که چون قوای ايمانی و روحانی در معاصرين ما به حد نهايی ضعيف گرديده، لذا خدای متعال چنانکه در قرآن دست ناخوردهء اسلام وانمود کرده است از ايفای طاعات بدون قيد و شرط که فوقاً گفتيم، فيوضات تمامتر به مردم رسانيده و ارتباط شان را هر چه بيشتر به حضرت خويش قويتر می سازد.

اما ياد خداوند جل جلاله به جهر يا خفيه در هر جا و هر وقت نيکوست، ولی فوايد جهر به طرد شيطان و ياددهانی به ديگران اثر مستقيم و متعدی داشته و دارای غيره مطالب ارزنده بسيار باشد که به کتاب "دليل الذاکرين" جمع و تدوين کرده ام.

به مرتبه دوم : ديدن مصنوعات و از آن جمال و کمال صانع را دريافتن که دقيقه آن معادل يکسال و ساعتش افضل از شصت سال عبادات مقبول است، از ايفای يکی يا هر دوی اين، و ياهم اگر ميسر شود صحبت مخلصانه با صالحين عارف، خيلی ها مؤثر و زودرستر باشد چه از يک طرف نظر به سنت وصول فيوضات يا ارتقای قوای روحانی از سردمداران اول مدرسهء اسلام رسول عليه السلام، طريقه دريافت صحبت و ادب بر اين امت، اثر کامل و کافی تر از هر چيز دارد بنابرين ياران رسول عليه السلام را اصحاب که جمع صحبت است می گفتند. گويا مبرهن حالت بهره مند شدگان صحبت است، ازينرو صحبت آميخته با اخلاص به استادان مدرسه توحيد مؤثر بوده و ايشان به حکم دارو سازانی اند که پس از تشخيص امراض نفسی و روحی و سدود ايجاد گرديده شيطان ونفس را با غيره عوامل به خوبی درک کرده و به کوتا ترين فرصت به حل معضلات باطن وخفايای تلبيسات شياطين، شخص را وارد می سازد به شرطی که چون پيگيری به مدارج علوم معاش در تحصيل علوم معاد نيز کسالت نکرده و مدتی را وقف آن سازند.

{وَمَا عَلَينَا اِالاَّ البَلاَغُ وَ نَرجُوا التَوفِيقَ مِن رَّبِ العِبَادِ بِشِيُوعِ کَمَالِهِ بِحُرمَتِ نُون وَالصَاد}

اينک به حقايق بعدی مبرهن غرايز فطری دقيقاً توجه فرمايند تا واقعيت ها را هرچه بيشتر دريافته و به تداوی و چاره جويی آن به همت عالی مطابق اساسات تماماً علمی و منطقی بطور عملی موفق گردند. بمنه و فضله الکريم.

١- آيا ميدانيد ؟ چرا انسان ها به چيزهای خيلی ها شفاف و براق خصوصاً در زيورات و ظروف و البسه و اماکن و غيره تمايل بسيار دارند چنانکه خوش دارند در ظروف شيشه يی ناشکن و غيره اسباب مصفايی ساده يا رنگی جلادار صرف طعام نمايند و يا در همچو ظروف آب بنوشند، زيرا همه اشيا در جنان به شمول البسه ظرافت خاص دارند حتی در آنجا جلايش اعضا و اندام تا جايی نمودار می شود و به براقی جالب مخصوص مزين اند که نميتوان به قالب اين جملات محدود تمثيل و يا توضيح کرد.

زيرا پيغمبر اسلام فرموده: هيچ چشم نديده و هيچ گوش نشنيده است، اما حقيقت اين رمز به معاصرين وی صلی الله عليه وسلم مربوط است ولی کسانيکه به مابعد و ماقبل نسبت ميدهند از کوتاهی درايت شان باشد.

٢- آيا ميدانيد ؟ که انسان ها در دنيا از بوی خوش يا لذت طعام و غيره اشيا، همينکه کيفيت لازم را گرفت ديگر دوام آن چيز به لذت اول خود معلوم نمی شود، زيرا حس از درکش خسته می گردد، مثلاً خوشبويی را که اول احساس کرديد سپس دماغ مانده شده گمان شخص می آيد که خوشبويی در جسمش نيست، اما نو آيندگان دانند که بدن شخص خوشبوست، ولی در جنت چنين نبود، زيرا در هر لمحه و نفس، شميم رايحه عطر معلوم گشته بلکه نظر به کيفيت منازل و طبقات جنان چندين بار عين چيز به طعم يا عطر خاص به حرکت دادن فکها در حال خوردن و يا بوييدن بوی و مزه بيشتر از اول دهد.

٣- آيا ميدانيد ؟ که اين چنين درک لذات خوراک از اثمار و غيره ماکولات و مشروبات به هر دفعه خاييدن در دهن لذت مخصوص به خود داشته و کيفيت خاص ذاتی آن چيز چندين بار اضافه محسوس گرديده و فرحت جداگانه در کام شخص، از هر دفعه خاييدن آن ميرسد زيرا لذت اکثر نعمای جنت در همه بدن احساس می گردد.

٤- آيا ميدانيد ؟ که به اين حساب مراتب نعما در جنان از همديگر متمايز بوده و می باشد يعنی در جنت ها علی الدرجات، مساکن اشخاص نظر به نعما بوده بالترتيب ده، بيست، سی، چهل الی آخر فی المثل به هنگام خوردن، پوشيدن، بوييدن و مجامعت کردن و غيره کوايف بخصوصی به خويش داشته و از روی آن، ارزش و فوقيت آن مقام عالی و عاليتر ثابت می شود.

٥- آيا ميدانيد؟ آخرين هسته که با انسان ها از جنت درينجا آمده، بيم از قهر بزرگان و پنا گزينی به جای مخفی يا چيزی ديگر، از آنجا در ما به ارث رسيده است، زيرا پس از خوردن دانه گندم، لباس جدات ما ريخته و از توحش به اين و آنجا و چيزی در جنت پناه می جستند تا اگر شود مورد عتاب حضرت وهاب او جل جلاله قرار نگيرند، اما نشد و به زمين نزول کردند و اکنون نيز اشخاص مقهور، پس از خطا کاری می کوشند تا خود را پنهان کنند.

٦- آيا ميدانيد ؟ که آخرين کيفيت از ارمغان های جنت و دوری از آن غم، اندوه و گريان بوده که حالا به فرزندانش جايگزين است، همينکه نعمت يا محبوبش از او زوال يابد غمگين و متوحش گشته فغان نمايد.

٧- آيا ميدانيد ؟ که خنده نيز يکه از تمثيلات خوشی حالات اشخاص باشد که از آنجا با خود به ارث بدين سرا آورده اند و تنها انسان است که اظهار خورسندی را به خندهء قهقه می نمايد.

٨- آيا ميدانيد ؟ که اگر از انسان چيزی به جايی مانده باشد به دريافت آن مساعی تمام دارد تا بدست آورد و اين نیز هنگام دوری از نعمای ابدی جنت در انسان ها ايجاد شده و پاکدلان بشر برای بدست آوردن آن گمشدهء خود می کوشند! ولی شيطان انسان را اغوا می کند و فريب میدهد تا آن خواسته های نفس و شهوت را از راههای فاسد و خون خلق خدا جل جلاله با همه مکر و زور و ظلم بهم آورد، تا شيطان آنها را بدين وسيله در دوزخ با خود يکجا نمايد . نَعُوذُ بِاللهِ مِنهَا لِی وَ لِکُلِ المُؤمِنِينَ.

٩- آيا ميدانيد ؟ اول کسی که خود را به طور مقلد صالح، احياناً بقسم دلقک به دلبری وانمود کرد و به اين وسيله جلب توجه حوا عليها السلام را نمود، شيطان بود که پس از تأثير اين اعمال حضرت آدم (ع) و حوا (ع) را به واقعيت مکاری اين خبيث فهمانيد و شيطان در برابرش به قسم خوردن ناحق جهت لغزيدن آنها برای بار اول در کافهء موجودات آنجا شروع کرد: « وَ قَسَمَهُمَا اِنِّی لَمِنَ النَصِحِين » (اعراف/٢١)

ترجمه : قسم خورد (شيطان) به ايشان به تحقيق منم برای تان از نصيحت کنندگان و خير خواهان.

ازينرو اولاد بشر به مشاهدهء صحنه های مسخرگی متمايل است.

١٠- آيا ميدانيد ؟ که اکت و تقليد های گوناگون از همين جا منشأ گرفته و در اولاد بشر بعضاً بيش يا کمتر در هر فرد ديده می شود و در جملهء (نمک) زندگی به عصر ما گرديده است خصوصاٌ برای افاده مطلب به جانب مقابل مؤثر است به شرطی که تماماً متکی بر لهو و لعب نباشد ازينرو اکتریهای بيهوده خوبترين ممثل شيطان به لباس انسان اند.

 

 

 نکات برجسته فصل 
Mawlana Faizani - Click to Learn More...

٢- طاعات مقيد به شروط : مانند نماز، روزه، ذکات و حج که فقه اسلام با همه اختلافهای خود متکفل آنست. با درک اين حقايق، حالا چطور ميتواند به نيروبخشی قوای روحانی فعاليت ورزند مختار اند.

بايد فراموش نگردد که چون قوای ايمانی و روحانی در معاصرين ما به حد نهايی ضعيف گرديده، لذا خدای متعال چنانکه در قرآن دست ناخوردهء اسلام وانمود کرده است از ايفای طاعات بدون قيد و شرط که فوقاً گفتيم، فيوضات تمامتر به مردم رسانيده و ارتباط شان را هر چه بيشتر به حضرت خويش قويتر می سازد.

اما ياد خداوند جل جلاله به جهر يا خفيه در هر جا و هر وقت نيکوست، ولی فوايد جهر به طرد شيطان و ياددهانی به ديگران اثر مستقيم و متعدی داشته و دارای غيره مطالب ارزنده بسيار باشد که به کتاب "دليل الذاکرين" جمع و تدوين کرده ام.

به مرتبه دوم : ديدن مصنوعات و از آن جمال و کمال صانع را دريافتن که دقيقه آن معادل يکسال و ساعتش افضل از شصت سال عبادات مقبول است، از ايفای يکی يا هر دوی اين، و ياهم اگر ميسر شود صحبت مخلصانه با صالحين عارف، خيلی ها مؤثر و زودرستر باشد چه از يک طرف نظر به سنت وصول فيوضات يا ارتقای قوای روحانی از سردمداران اول مدرسهء اسلام رسول عليه السلام، طريقه دريافت صحبت و ادب بر اين امت، اثر کامل و کافی تر از هر چيز دارد بنابرين ياران رسول عليه السلام را اصحاب که جمع صحبت است می گفتند. گويا مبرهن حالت بهره مند شدگان صحبت است، ازينرو صحبت آميخته با اخلاص به استادان مدرسه توحيد مؤثر بوده و ايشان به حکم دارو سازانی اند که پس از تشخيص امراض نفسی و روحی و سدود ايجاد گرديده شيطان ونفس را با غيره عوامل به خوبی درک کرده و به کوتا ترين فرصت به حل معضلات باطن وخفايای تلبيسات شياطين، شخص را وارد می سازد به شرطی که چون پيگيری به مدارج علوم معاش در تحصيل علوم معاد نيز کسالت نکرده و مدتی را وقف آن سازند.

{وَمَا عَلَينَا اِالاَّ البَلاَغُ وَ نَرجُوا التَوفِيقَ مِن رَّبِ العِبَادِ بِشِيُوعِ کَمَالِهِ بِحُرمَتِ نُون وَالصَاد}

اينک به حقايق بعدی مبرهن غرايز فطری دقيقاً توجه فرمايند تا واقعيت ها را هرچه بيشتر دريافته و به تداوی و چاره جويی آن به همت عالی مطابق اساسات تماماً علمی و منطقی بطور عملی موفق گردند. بمنه و فضله الکريم.

مولانا صاحب فيضانی
 

اين صفحه را به دوستان بفرستيد

خانه | در باره اين صفحه | برای ما ايميل کنيد | رابطه به ما  | تبصره شما | وال پيپر | اصولی | خصوصی  
© ١٩٩٧ – ٢٠٠٥ مولانا  فيضانی انترنيشنل . حقوق طبع محفوظ. 
ناشرين محترم ! لطفاً به ما ايميل کنيد تا از شرايط چاپ آن آگاه شويد.