|
اسرار
خلقت تا
بارگاه عظمت
يا
جام و
ميگر پنجم
فصل ١٦
طراز سوم
زندگی
اجتماعی زنا
شوهری
با دلبری به
ما ارثاً
رسيده است
مقدمه:
بی
شک به ديدهء
هر چيز فهم
چنانکه نشانی
های از عالم
بقا به ياد
آوری خواص
فطری از
مطالعه شان می
گذرد به روشنی
تمام درک می
گردد، که الحق
انسان به اين
خواسته ها
ذاتاً تمايل
داشته و در پی
به دست آوردن
آن مساعی
خستگی ناپذير
را در پيش گرفته
و تا دم آخر به
تشئيد هر چه
بيشتر آن دقيقه
فرو گذاشت
نکرده و نمی
کند.
آيا
چطور می
توانيم که اين
کوشش همگانی
جانی و مالی
زحمت افزا را،
به تمامه به
نفع اولاد بشر
بدون از
کنترول و درد
سر گردانيم؟ و
يا به عبارهء
ديگر: جهان ما
را چنان که
هست سراچهء آرام
برای همه
انسانها طوری
سازيم که اين
سرحدات سياسی
را برداشته و
تعقيبات
پوليسی و جاسوسی
را از بيخ و بن
برکنده، فقط
به زنده کردن
حس ششم يا
قوای روحانی،
او را در هر جا
به اختيار
خودش آزاد
گذاشته و حتی
بدون از وظيفه
و ديگر
نظرداشتها
برای برادران
خود (انسانها)
در هر وقت و هر
جا آنچه به
مقدور دارد
کمک نمايد و
دقيقه ای از
همکاری فرد و
يا بهبود
اجتماع فرو
گذاشت نکند و
امثال اين
مطالب ارزنده
عالی ديگر،
يقين است که
اين پاراگراف نيکو
طرف قبول همه
اولاد بشر
بوده و می
باشد.
اما
چطور می توان
به آن جامعه
عمل پوشانيد و
به دسترس اجرا
قرار داد؟ باز
هم سوالات تکان
دهندهء فلسفی
است.
در
جواب بايد
گفت : تا علم
مبنای اصل هر معضله
را به ما روشن
نکرده باشد،
استفاده سليم
از آن ناممکن
و متعذر مطلق
است. بناءً
برای تقويه
نيروی ايمان ؟يا
هستهء کشف بعد
چهارم که در
حقيقت منبع و
مرکز اساسی
نيروبخشی روح
يا حاکم حقيقی
همه فعاليت
جسم بوده و به
ياری خدای
متعال در
رسايل مدرسه
توحيد منسجم
گرديده و به
دسترس عامه
قرار گرفته
است.
اکنون
بر کافه
فرزندان بشر
خصوصاً
مؤمنين واجب
باشد تا هر چه
زودتر هسته
توحيد يا
نورانيت ايمان
را در خويش
قوت داده و
ازين ممر روح
و روحانيت را
به مرتبه جان
رسانيده و
اتصال و
ارتباط جان را
به جانان به
طور ساده و
سليم برای
همگان علی
مراتب درجات
ميسر سازند.
درست
با پشت سر
کردن نشيب و
فراز طريق پس
از اشاعت آن،
وقتی آرامی و
خوشکامی در
زندگی همگان
تماماً
آميخته با صلح
و سلم ميسر می
شود، که در
جهان ما پرتو
عدالت گستری
متکی بر اصل
برابری و
برادری را در
سر تا سر
دنيای بشر و
بشريت به درک
تجزيه و تحليل
اتم انسان و
قوای روحانی،
تعميم داده
باشيم! بی شک
درين صورت
عنقای گمنام و
بی نشان سعادت
را برای هميشه
به فضل و
عنايت خاص او
تعالی جل
جلاله به دام
آورده و اساس
انسانيت و
اسلاميت و بشر
دوستی يا
برادر خواهی
را در همه
عالم به
نوآوريهای
ساده و کامل
به ميان نهند. و من
الله التوفيق
١- آيا
ميدانيد ؟ در
انسان ها
يکنوع شجاعت
فطری پيداست
که قسمت اعظم
اين اعطيه به
مردها بيشتر
احساس می
گردد. علت
آنکه در جنت
حضرت آدم عليه
السلام در ديد
و واديد مناظر
و جايها، هرچه
اولتر از بی
بی حوا (ع) قدم
فرا پيش می
گذاشت، لذا
پرتو آن دولت
بطور کمال
بقسم شجاعت در
مردها از زنها
اضافه تر ديده
می شود.
٢- آيا
ميدانيد ؟ که
انسان ها از
هر چيز بيشتر
به آزادی
تمايل بسيار
دارند و اگر
اين دولت از
ايشان سلب
شود، رنج بی
شمار در خود
احساس کنند،
زيرا در جنت همه
جا آزاد و به
هر طرف و هر
وقت و هر جای
به ذوق و اختيار
کامل خود رفت
و آمد کرده و
آزاد می گشتند
و می بودند و
محبوسی را حتی
دقيقه يی هم
برخلاف ميل
خويش نديده
بودند،
ازينرو رنج
آورترين
تکاليف بر بشر
حبس است.
٣- آيا
ميدانيد ؟ مردها
و زنها در
امور می
خواهند تا در
هر جا با هم
باشند و اگر
جدا می گردند
نا آرامی در
خود احساس می
نمايند و اين
هم يکی از
خواص آنجاست که
آدم با بی بی حوا
عليهما
السلام به هر
جای در جنت
همراه بود.
٤- آيا
ميدانيد ؟ انسان
ها در عين
معاشرت،
نزاکت و ادا
فروشی وصف
الحال را هم
خوش دارند،
ولی حصه بيشتر
ازين صفت به
زنها به طور
ناز و غمزه
انعکاس کرده،
لذا به
دلبريها
تمايل کامل
دارند که
اصلاً صفتی از
صفات آن جايگا
سرمدی بوده و
قسماً اين عمل
(نزاکت های)
خدمه و حشمه
آنجا در برار
حضرات جدات
ما، از ايشان
منشأ گرفته و
به اولادش
ارثاً رسيده
است و اگر متابعت
و نزاکت را
ترک دهند
انسانها نا
آرام می شوند.
٥- آيا
ميدانيد ؟ که
چرا زنها به
اين صفت بيشتر
تمايل دارند؟
زيرا
به کيف و چون
هر موجود و به
حسن و جمال هر
مخلوق، که آدم
عليه السلام
خيره ميشد تا
خوب درک کند
که چطور خلق
شده و برای چه
آفريدند، حوا
(ع) به يک نوع
غمزه و اداهای
می پرداخت تا
او را به خود
متوجه می
ساخت، لذا در
زنها از مردها،
اين هسته از
آنجا چندين
بار بيشتر رشد
کرده و از خواص
فطری اين
اجسام لطيف
است که بايد
با لطف باشند.
٦- آيا
ميدانيد ؟ که
شوخی و دست
اندازی در حال
اظهار محبت و
عشق نيز از
آنجا به ما
آمده، که
امروز به
فرزندان
ابوالبشر عليه
السلام
درينجا به حکم
اسباب ساعت
تيری ناميده
می شود، زيرا
آدم (ع) و حوا (ع)
با همديگر می
نمودند و اکنون
نيز ابراز
محبت به اين
صورتها کرده
می شود.
٧- آيا
ميدانيد ؟ چقدر
که روح و موقف
علمی انسانی
در شخص قوی می شود
به همان
اندازه تمايل
ادب را از وی
بسيارتر
برند، زيرا در
جنت جدات ما
به مقابل خداوند
جل جلاله به
خضوع بودند و
هکذا قدسيان و
ملکوت در
برابر شان
فروتنی
داشتند، اما
درينجا اکثر
اين صفات تحت
تأثير نفس و
انانيت قرار
گرفته است با
تأسف و صدها
تأسف که چطور
ميتوان حالا
اين خواص فطری
را تعادل بخشيد،
کاريست بس
دشوار؛ ولی به
همکاری ياران پاکدل
که علماً و
عملاً بر
مبنای تجزيه و
تحليل اتم انسان
وارد باشند
بيشک آسانتر
گردد. بمنه و
فضله الکريم.
٨- آيا
ميدانيد ؟ که
چرا انسان از
توصيف و نظر
خوش ديگران يا
به اصطلاح حسن
نظر اشخاص،
احساس راحت و
تفاخر در خود
می کند،
خصوصاً زنها؟
زيرا
به اين همه
درايت
واستفاده از
لذايذ کامل در
جنت، حور و
ملک و غيره به
جدات ما به
ديدهء قدر می
ديدند و تحسين
به اين کمال
شان، که به
ادب تمام به
مقابل خدا جل
جلاله بودند،
می نمودند و
از مشاهدهء
مخلوقات و راز
خلقتش هر چه
اضافه تر ثناء
به وی تعالی
جل جلاله می
گفتند و اکنون
بيشتر
انسانها خوش
می شوند که از
مردم اين رويه
را در مقابل
خودها بينند
مخصوصاً
ارباب قدرت
معاصر که اگر
هيچ نباشد
بلند گوهای
شان مداحی به
ناحق کنند تا
هرچه بيشتر او
را اغفال زده
و به استفاده
های ناجايز
خويش بهره
برداريهای
تمامتر نموده
باشند.
٩- آيا ميدانيد
؟ انسانها
خوش دارند که
بايد در بين
شان قانون عدم
تجاوز باشد، و
هر کس به قدر
مايهء که دارد
از آن استفاده
بدون موانع
بنمايد، زيرا
در جنان اين
رويه از طرف
همه ساکنان
آنجا در برابر
جدات ما، و از
حضرت حوا عليه
السلام به
مقابل آدم
عليه السلام
مرعی الاجرا
بود و اکنون
نيز ما هم خوش
داريم تا
پابند قانون
که مستلزم
حقوق باشد،
گرديم.بناءً
شوهران از
همسران
انتظار حرمت و
بزرگداشتی
بيشتر دارند و
در غير اين،
زندگی به
آلودگی و تشنج
می گذرد و حتی به
فراق می
انجامد.
١٠- آيا
ميدانيد ؟ به
لباس يک رنگ
جماعهء کثير را
جامه پوشيدن،
نيز يکی از
خواصی است که
از جنت با
انسان ها به
ارث آمده و
بيشتر از همه
شاهان و زعمای
وقت از آن به
افراد عسکری و
کشوری و غيره
عمال خود کار
می گيرند، زيرا خدمه
و حشمه اجداد
ما در جنت هر
گروه به لباس
خاص مشخص
بودند.
١١- آيا
ميدانيد ؟ که
به قطار و
صفوف، رفتار
جماعاتی را
تشکيل کردن، نيز
يکی از خواصی
است که به
انسان ها از
عالم بالا
(جنت) به اين
جهان انتقال
يافته و از آن
باز هم
مقتدران،
خصوصاً در مراسم
رسم گذشت و
سال بينی ها
بيشتر کار می
گيرند.

|