|
اسرار
خلقت تا
بارگاه عظمت
يا
جام و
ميگر پنجم
فصل ١٣
خواص فطری
جنت در بشر و
بشريت
مقدمه :
يقين
است که هيجان
در قلب قاری
از مطالعهء
اين آثار
گهربار،
خصوصاً دفتر
هذا به قول
ملا، که تحت
مطالعه تان
قرار دارد
پيدا گرديده و
از هر نگاه بر
اتخاذ تصميم
نهايی به اين
دنيا خود را
مکلف ميدانند.
بجا خواهد بود
که سر رشتهء
صحبت بسوی سوالات
انتباهی ذيل
باز گردانيم، که
انسان چرا با
اين همه مساعی
جانکاه به تپ
و تلاش تهيه
کردن لذايذ و
نعما
جانبازيها می
کند؟ و چرا با
به دست آوردن
هر چيز باز هم
از کوشش نمی
ايستد و قانع
نمی شود؟
با
آنکه در اوايل
حال فقط به
تهيه و يافتن
خوراک
شباروزی قانع
بوده اکنون که
علاوه بر آن
پس اندازهای
سال و حتی
سالها، بلکه
به صدها سال
را دارد باز
هم از مساعی و
جمع آوری مال
و منال از و
جوه حرام و
حلال عنان خود
را نمی گيرد؟ بلکه
قدرت جلوتابی
از دستش رفته،
لذا با همه کبر
سن و پيری و
زهيری به گرد
آوری آن، در
خود ذوق سرشار
را احساس می
نمايد و امثال
اين.
يقين
با درک اين
پرسش ها به
تدقيق آن ملتف
شده و به
دريافت پاسخ
های شان خود
را مکلف می
يابند. اينک
به جواب آن
شما را
سرگردان
نگذاشته
ذيلاً بطور
اختصار به توضيحش
اشارت می
داريم.
بلی!
آثار اين همه
جستجو و بهم
آوری آرزوها،
زادهء ارثی
است که در
اولاد بشر از
بودن جدات شان
در جنت رسيده
و اين انگيزه
ما را روحاً
نا آرام
ميدارد.
اينجاست که
شيطان با
استفاده از
تأمين خواسته
های زندگی
نيکو در جنان،
برعکس توجهء
روح جانب ملأ
اعلی به ايفای
امور که از آن
هرچه زودتر و
تمامتر بشر می
تواند مالک
کشف، حتی وصول
جايگه اصلی وابدی
خود به عين
اليقين در
جنان گردد، او
را فريب داده
به تقليب اصل
درخواستهای
روح، بادی بدن
را به دغا
بازی و کارهای
اضافی و جمع
آوری مال و
منال از مدارک
حرام و حلال سرگرم
کرده نمی
گذارد که دمی
به توجه عالم
بالا و دريافت
راه وصول به
حضرت کبريا جل
جلاله و يا
خالق اين همه
نعما مصروف
گرديده ملتفت
شود.
بلکه
عده يی را
چنان مسخر خود
شيطان و نفس
نموده که اگر
درين باره
صحبتی به ميان
آيد، آن را
مزخرف و پوچ و
بی اساس به
انواع حيل و
لفاظی وانمود
سازد چون
لااقل مجال
ذوق شنيدن را
ندارند، لذا
با استفاده از
نفوذ خويش جلو
چنين مباحث را
می گيرند و
ممانعت از آن
می آورند که
خدای متعال به
چندين جای
فرموده است:
«
اَلَّذِينَ
يَصُدُونَ
عَن سَبِيلِ
اللهِ وَ
يَبغُونَهَا
عِوَجًا »
(اعراف/٤٥)
ترجمه
: آنانی که
مانع می شوند
از پيشرفت راه
حق و می خواهند
کجروشی و کج
بحثی را برای
تخريبکاری اعلای
حق و شيوع وحدت.
تا
جايی اگر
بگوييم اينها
حق بجانب اند
گزاف نيست
زيرا ما به
نام دين جز
نماز و تسبيح
و برخی ظواهر
سازيهای
ناچيز بيش
نداريم برعکس
به استثمارگری
نابجا و قلابی
دست اندر کار
اند که آنا می
بينند و عيان
را گويند حاجت
نيست به بيان.
از
سر مبحث دور
نشويم که اين
رويهء
فريبکاريهای
شيطان به
استفاده از
نفس چون آرام
کردن طفلی است
که پدر يا
مادر کلانش،
درحالی که
مادر او به
جايی رفته و
يا مصروف کاری
گشته، طفل می
گريد اما
ايشان گاهی به
آوازهای
قسماقسم از
دهن خود و
زمانی به دنگ
و فنگ قاشق يا
پياله يا
پتنوس يا به
پيش آوردن اين
و آن چيزها
طفل را از
گريانش خاموش
می سازد.
پس به
همچو حالت
شيطان به
همکاری نفس،
روح را فريب
داده به اين
معنی که روح
هر دم فشار بر
نفس وارد کرده
و او را متوجه
جانب معاد و حضور
رب الارباب می
سازد، ولی
شيطان به نفس
تلقين دهد به
طور مثال
گويد: نا آرامی
ات ازين است
که زن نداری،
سپس کوشد تا
متاهل شود،
اندکی بعد
چنان که بود
بدتر گردد. بعداً
گويد: اولاد
نداری،
ميکوشد تا
چوچه دار گردد
باز هم به
اصطلاح از بد،
بدتر گشته باری
گويد: حويلی
شخصی نداری،
مساعی نمايد
تا حويلی به دست
آرد، اما
آرامی لازم را
در باطن
نيابد. خلاصه برای
تهيه کردن
زمين، باغ،
مقام، جاه وچه
و چنان او را
طوری درهم
پيچد که هر چه
کوشد راه نجات
و يا فرصت
آرام در خود
نيابد.
اينجا
که اين همه
خواهشات به
دست می آيد
کار سهل نباشد
و مليونها
انسان به غرض
تأمين اين
آرزوها از پا
درآمدند،
تباه شدند و
به باد فنا
رفتند که
رفتند، اينکه
می گوييم مقصد
ما ترک دنيا
يا نکردن
کارهای لازمه
حيات نيست
اشتباه نکنند
و تعبير بعيد
از آن چون عده
يی از کوتاه
نظران
ننمايند، بلکه
مقصود ما
اينست تا در
راه سلامت قلب
شيوهء دست به
کار و دل به يا
را چنان حاصل
دارند، که با همه
متانت و
صفائيت عضو
خيلی ها مفيد
و ارزندهء
اسلام و جهان
بشريت باشند و
هرگاه آنقدر
نشوند باری به
کسی اگر خير
نرسانند
لطفاً مضر و
بد کار و بد گفتار
هم نگردند و
اين دولت
گرانبها را
چطور ميتوان
به دست آورد
سوالی بازهم
بزرگ و پر
ارزش است که
لله الحمد
جامع الکلام
(قرآن) بطور
اجمال و رسايل
مدرسهء قرآن آن
به کليدهای
خاصش به تفصيل
کشاده و از
راه : « اِنِّی
اَریَ مَا لاَ
تَرَونَ... »
(انفال/٤٨)
ترجمه :
می بينم از
جانب خداوند
جل جلاله چيزی
را که آن نمی
بينيد.
به
اينجانب
رسيده و توسط
ياران پاکدل و
صاف طينت که
او جل جلاله
در جمع کردن و
بهم آوردن اين
اسرار به ما
يکجا کرده در
معارک عملی
نيز ثابت قدم
و همراه با
فتح دارد.
ازينرو
لازم است تا
سردمداران
اين سلسله در
برداشت و شيوع
آن مساعی
خستگی ناپذير
نموده و به
فعاليت های
لازمی و متعدی
خويش و بيگانه
را وا داشته
باشند. و نرجوا
منه مزيد
التوفيق
خواسته و وصول
هرچه زودتر
اين دولت را
به حيات خويش
بر همه بشر در
بحر و بر
ببينم بحرمت:
« وَ کَانَ
حَقًّا
عَلَينَا
نَصرُالمُؤمِنِينَ »
(روم/٤٧)
ترجمه
: به درستی که
واجب است بر
ما نصرت
مؤمنان.
و
چون حضرات
انبياء عليه
السلام در
سابق و اعوان
مهديون بدين
اواخر بمنه و
فضله الکريم
به معاصرين و
آيندگان بعدی
به ياری و
مددگاری حضرت
باری جل جلاله
موفق باشند.
آمين يا رب
العالمين.
آرزو
داريم که تا
به منطق عالی
و سليم
انکشافی،
سلوک دريافت
زندگی با
بندگی را، در
فضای تماماً
آزادی و آرامی
به زير سلطه
توحيد و عدالت
گستری و
همزيستی
مسالمت آميز
برابری و
برادری را
چنان گسترش
دهند که مطابق
نَيل ساکنين
روی زمين و
کافه اولاد
انسان بوده و
بدون مخالفت
به هر جای
جهان خواهد
باشند، فقط
دريافت اين
فضل با روحيهء
خدا پرستی و
سلامت ماشين
منابع نشاط
افزا (دل) اين دولت
کامل و کاملتر
گرديده می
تواند، و
مفاهيم عالی
اين حقايق
سردمداران
راه ارشاد
بروی عطش
ارواح مصفايی
که دارند
(مؤمنين) با
داشتن آثار
فطرت از جنت
به طيب خاطر
می پذيرند و
به ايمان کامل
پس از درک اصل
مطلب، طرق
فرعی گمراهی و
مغالطه آوری
شيطان و نفس
را چنان که
گفته شد ترک
داده و به
نيکويی و
سلامت دل متوجه
بوده و به
آرامی اولاد
بشر و رهنمونی
شان به شاهراه
هدايت کوشان
اند.
{وَفَّقَکُمُ
اللهُ مَعِیَ
وَ مَعَ کُلُ
المُعَاوِنين
– آمين يا رب
العالمين و
برحمتک يا
ارحم الراحمين}
ترجمه :
توفيق نصيب
گرداند
خداوند جل
جلاله شما را
با من و همه
همکاران آمين
ای پرورش
دهندهء
عالميان.

|