|
اسرار
خلقت تا
بارگاه عظمت
يا
جام و
ميگر پنجم
فصل ٣
مبنای
محبت بر خلقت
مقدمه :
حالا
که تا جايی جسته
جسته بر اسرار
مبادی پيدايش
جهان و جهانيان
مرئی و نامرئی
خود، و پاره
يی از اسماء
الله جل جلاله
واقف شديم
بيجا نخواهد
بود که باری
نظر را بر
اساس و علت
ايجاد اين همه
کاينات و
هيجانات و
زحمات و ديدار
انواع صحنه ها
و گزارشات آن
اندازيم و به
دقت تمام مطابق
ارشادات رسول
عليه السلام
بدانيم که اصل
منشأ ظهور و
عوالم
گوناگون به
مقصد حصول
معرفت
ویتعالی جل
جلاله بوده تا
ما و غيره
اشرافيان و
نيکان افلاک
متنوعه، از
تماشای انواع
کمالات و قدرت
او در هر چيز به
هر جا ديدن
کرده و بهره
لازمه را
گرفته و انتها
ازين راه، با
او جلت عظمته
علايق و
ارتباط قايم
نموده باشيم.
يا به عبارهء
ديگر برای مخفی
نماندن اسرار
اسماء حليمی و
ستاری و غفاری
و چندين صفات
ديگر، اين جهان
و جهانيان را
آفريدند و بشر
را به خواستهء
خودش به صحنه
های امتحان
کشيدند و
برای نموداری
حلم، با همه
قدرت و مجازات
و با همه عظمت،
به ستاری
نخروشيد و
پوشيد يعنی
عدولی را که
از حدود شرع
می کنيم او جل
جلاله می بيند
و به ستاری
خويش می پوشد
و قهر نمی گردد
در حاليکه
قدرت جزا را
هنگام کار در
هر جا دارد و
ميدانيد که
مخالفت از
اوامر به ديده
مقتدران
گناهی است
نابخشودنی،
ولی او جل
جلاله با همه
ديدن و قدرت
داشتن، حليمی
کند، بازهم به
ستاری پوشد و
نخروشد و هکذا
چون بنده به
صدق باز گردد
آن همه دفاتر
سياه را با آب
رحمت توبه
شويد و بلکه
به رحيمی خود
مدارج در بدل
به اندازه پيش
آمد با همه
سيآتش و عذر و
عجز، به وی
دهد قوله
تعالی:
« وَ مَن
يَّعمَل
سُوءًا اَو
يَظلِم
نَفسَهُ ثُمَّ
يَستَغفِرِاللهَ
يَجِدِاللهَ
غَفُورًا
رَّحِيمًا » ( نساء/١١٠)
ترجمه : کسی
که کرد عمل بد
و تاريک شد
نفسش سپس
آمرزش خواست
از خداوند جل
جلاله بيابد
خدا جلت عظمته
را آمرزنده
گناهان و بلند
برنده درجات.
زيرا وجود
عجز به درگاه
او جل جلاله نبود
و بنده را به
اين مقصد
آفريده است و
همه چيز را
پيش از فعاليت
يا عبادت به
اختيارش کشيد
تا عجز کند و
بهتر از آن را
در هر دو جهان
به او دهد.
هر سحرم ز
لامکان ميرسد
اين ندا ندا
درگه لطف
بسته نيست
طالب من بيا
بيا
١- آيا
ميدانيد ؟ اولين
چيزی که در
مظاهر عالم پا
به عرصه وجود گذاشت،
محبت يا عشق
بود، که از
سرچشمه
«اَحبَبتُ»
حضرت وی تعالی
جل جلاله منشأ
گرفته است که
به پرسشهای
بعدی حقايق آن
را به خوبی
تمام در می
يابند.
٢- آيا
ميدانيد ؟ ذات
اقدس او تعالی
جل جلاله گنجی
دارای هرگونه
قدرت تخليق
ابداع و ايجاد
و صورت کشی و
روزی رسانی و
صدها قسم کمال
و جلال و عظمت
بی زوال بوده
و هست که از
تنگی عبارت
رسول (ع) به
حديث قدسی
برای درک ما
به لفظ: « کُنتُ
کَنزًا
مَخفِيًا
اَحبَبتُ اَن
اَعَرَفَ
فَخَلَقتُ
الخَلقَ» اشارت
نموده اند.
ترجمه : بودم
گنجی پوشيده
دارای هرگونه
قدرت، دوست داشتم
تا شناخته شوم
ازينرو
آفريدم
مخلوقات را.
(مشکات)
٣- آيا
ميدانيد ؟ که
از سرچشمهء
«احببت» محبت و
از پرتو اسم
مبارک «الرب»
روحيه پرورش
را به همه
موجودات زنده
و غير حيه
بقسم از اقسام
در نمو و رشد
نسل و اولادهای
شان بهره ها
داده اند لذا
با همه تکاليف
بايد به تربيه
و رسانيدن
چوچه های خود
تا سرحد کمال
خصوصاً ماده ها،
بيشتر سهيم
بوده و به
تحميل آن حصه
کافی داشته
باشند.
٤- آيا
ميدانيد ؟ که
ذوق تربيه
اولاد و علاقه
مفرط آن در
ماده ها از
سرچشمه اسم
مبارک «الرب»
منشأ داشته و
به آن مقدار
که در فعاليت
او به تربيه
چوچگانش مساعی
به کار باشد،
داده اند و به
عشق کامل آن
را بايد تا
زمان معين
انجام دهد. چه
قادر قيوم
خدای عظيم
تواناست جل
جلاله!
١- آيا
ميدانيد ؟ که
اين هسته (عشق)
در قلب
انسانها
جايگه جداگانه
داشته و حاوی
حجرات مشخص به
خويش بوده و
ان را به زير
حجرات عقل در
کمپيوتر دل قرار
داده اند که
بعضاً به زمان
بلوغ آتش شهوت
بر آن غلبه
کرده برخی را
به انحرافات
روبرو می سازد
و اين دولت
محبت با تماس
به هر چيز عکس از
آن را در خود می
گيرد و حتی از
تماس جای و
مسکن و يا
جانداران نيز
محبت آن مکان
در انسانها
جايگزين می
گردد.
نکته :
هرگاه با مداومت
ديد و واديد
جا و مسکن
پرتوی از محبت
آن در دل خلق شود
که آنا می
بينند پس با
دوام ياد و ذکر
خداوند جل
جلاله با غيره
کارهای نيک که
برای خوشنودی
او تعالی جل
جلاله کنند
آيا در دل عامل
نور و ارتباط
با خالق ارض و
السماوات پيدا
نمی شود؟ جواب
مثبت است.
٦- آيا
ميدانيد ؟ که
در نسل موجودات
زنده، تنها نر
و مادهء
انسانها و اکثراً
طيور و برخی
جانداران
ديگر است که
به اکمال
زندگی
فرزندان
خويش، تا سرحد
رشد يکجا حصه
دارند و
متباقی بار
دوش ماده ها
بوده که به
انواع و
اقسام، نمو و
کمال می يابند
گويا مشاهده
هر يک از آنها،
کمال و جلال
صانع متعال را
بقسم عجيبتر به
غرض شناسايی
هرچه بيشتر،
به اين بشر
شوريده سر،
ثابت و روشن
می نمايد.

|