|
انسان و
فلسفه امتحان
يا
جام و ميگر
چهارم
فصل ٥
مدارج قرب و
وصل قرب به
قياس
مقدمه :
نظر
به مطالب
عناوين قبلی
ثابت شد که
بارگاه عظمت و
قدرت کبريايی
را شايسته
چنين بود و
هست تا
موجودات خلق
واز خوان بی مانعش
بهره ور
گردند.
البته
غايهء اين امر
بازهم معرفت
با وی تعالی
جل جلاله به روی
مساعی هر واحد
از اولاد بشر
به قدر همت شان
منوط بوده و
راه تقرب را
با وی جلت
عظمته بايد به
کوشش دريابند
و اين نيز
روشن است که
برای نزديکی
با زعمای زمان
چه مدت ها را
به تحصيلات و
فعاليت های
گوناگون
لازمست که
طالبان جاه و
جلال سپری
کنند.
پس با
خالق ميليون
ها زعيم هرگاه
ارادهء علاقه
و ارتباط داريم
بی شک خيلی ها
اضافه تر خلوص
در فعاليت يا
اعمال ما را
لازم دارد
خلاصه طرق
وصول ارتباط
بنده با
خداوند جل
جلاله حسب
نصوص (آيات و
احاديث) بسيار
باشد اما بطور
عموم به دو
اصل منطوی می
گردد :
اول-
عبادات مقيد به
شرط : مانند
نماز، روزه،
ذکات، حج و
غيره که فقه
اسلام با همه
اختلاف خود
متکفل آنست،
مثلاً در نماز
وضو و طهارت،
جای، جامه،
جهت و غيره که
هر يک از
ارکان مذکور
فرايض و واجبات
و غيره لوازمی
دارد.
دوم-
عبادات بدون
قيد و شرط : بر
دو قسم است.
الف :
ذکر خداوند جل
جلاله به هر
وقت و هر صورت
و هر جا (غير از
بيت الخلا) و
امثالش.
ب- تماشای
نندارتون او
تعالی جل
جلاله را
نمودن و از
مصنوعاتش
جمال و کمال
صانع او را
يافتن باشد و
بس. که اين دو
طريق کوتاه و
پر ثمر با
تأسف از
جامعهء اسلام
با همه
تأکيدات قرآن
فراموش شده،
بلکه به آن
اعتنايی هم
نگرديده است.
لله
الحمد رسايل و
کتب مدرسهء
قرآن بدين
اواخر به فضل
خاص خدای
متعال در
برآوردن
اسرار قرآن دست
ناخوردهء
اسلام
پرداخته و
پيروان دين را
به طرق جديد و
خيلی ها
ارزنده،
نورانيت
ايمان شان را
از مطالعهء
صنع به صانع
طوری چارج و
رهنمونی می
کند که او خود
نيز وصف الحال
برداشت خويش در
حال به دست
آوردن
کليدهای
مطالب آن، می
تواند حقايق
انوار حاصله
از آنرا،
بالمثل از دل
و مغز خود
برآرد، اينجاست
که قوای
ايمانی و روحی
او رو به
ارتقا بوده و
اين امر مربوط
به پيگيری و
دوام مطالعه
است و به قياس از
ارتباط به
ارباب مجازی
دنيا که مساعی
را به غرض
وصول با وی می
کند.
آری!
برای تثبيت
علاقه به او
جل جلاله نظر
با عظمت وی
تعالی،
هزاران بار
کوشش به دريافت
حقايق وصول
راه قرب
ضرورتر و
لازمتر است.
اينک به مطالب
روشنگر اين
موضوع ذيلاً
دقت کنند.
١- آيا
متوجه شده ايد
؟ که برای
وصول قرب به
امور سياسی يا
مالک شدن پست
يا کرسی در
امور زندگی،
لااقل شانزده
تا بيست سال
درس و تحصيل
به کار دارد
که مُنتها شخص
لياقت دريافت
مقام ادارهء
پاره يی از
امور سياسی
مملکت را حاصل
نمايد و در
نهايت لايق
ارتباط و
علاقه با مقتدران
عالی قدرت به
سويهء کاتب يا
ضابط و بالاتر
از آن گردد.
٢- آيا
متوجه شده ايد
؟ که بازهم
کار و بار آقا
به اينجا پس
از آن همه تحصيلات
و کمال انجام
نيافته و لازم
است تا در طی
مدت دست کم سی
سال مدارج ده
گانه رتبات را
به نحوی از
انحا مطابق
خواسته های
مقتدران، با
مهارت بسياری
سپری کند تا
از مليونها
نفر يک يا چند
تن قابل
شموليت
کابينه
گرديده و يا
در واقعه لايق
مصاحبت
صدراعظم يا
احياناً شاه يا رئيس
جمهور زمان
بطول زندگی با
گذشت اين همه
مراتب تحصيل و
کرسی گردد.
٣- آيا
متوجه شده ايد
؟ درحالی که
برای يافتن
مصاحبت زعما و
شمول به حلقه
های سياسی
خصوصاً اهل
کرسی طوريکه ملاحظه
کردند شانزده
تا بيست سال
تحصيل و دست کم
سی سال کار گذاری
که مجموعاً
پنجاه سال را
در بر می گيرد
لازم دارد.
آيا
برای شمول
حلقهء حضور
ذات اقدس کبريا
جل جلاله،
سپری کردن
درسخانه های
عينی و ذهنی
عالی توحيد و
کشيدن بارهای
زحمات کافی و
واقعی به مقصد
خدا شناسی و
عدالت گستری
واجب و ضروری
نباشد؟ جواب
مثبت است.
بيت :
نابرده
رنج گنج ميسر
نمی شود
مزد آن
گرفت جان
برادر که کار
کرد
٤- آيا
متوجه شده ايد
؟ که به آن همه
حشمت وعظمت وی
جل جلاله وبی
نيازی وغنای
مطلق او که هيچ
ضرورت به هيچ
عمل شخص يا
اشخاص به هر
قسمی که باشد
ندارد زيرا
اين اعمال هيچ
نيرو يا ارزش به
جلال و کمال و
يا بقای حضرت
بی زوال او
بخشيده نمی
تواند با
اينهم، با
دريای کرم بی
پايان که دارد
کمترين کار و
يا مقرره يی
را که برای رضای
وی تعالی جل
جلاله بنده به
جا آرد جزای
در پيشرفت
امور ظاهر و
باطن به او
حتماً مرحمت
می کند.
« اِنَّ
اللهَ لاَ
يُضِيعُ
اَجرَالمُحسِنِينَ
» (توبه/١٢٠)
ترجمه
: خداوند جل
جلاله ضايع
نمی کند مزد
نيکوکاران را.
٥- آيا
متوجه شده ايد
؟ که به
مقايسه از
حالات ارباب
قدرت بازهم وی
تعالی جل
جلاله به ما
انسان ها که
جزئی يا کلی عمل
يا قول حتی
نيت نيک را به
غرض خوشنودی
او جل جلاله
بنماييم ضايع
نگذاشته و
اجرهای بسی
عظيم در بدل
به ما مرحمت
ميدارد. قوله
تعالی :
« مَن
جَآءَ
بِالحَسَنَةِ
فَلَهُ عَشرُ
اَمثَالِهَا »
(انعام/١٦١)
ترجمه
: کسی که نمود
کار نيکو را
داده شود به
وی مزد ده
برابر آن (فی
المثل برای
تسهيل فهم) تا
هفت صد مرتبه
زيادت نيز
وعدهء قطعی
داده اند.
٦- آُيا
متوجه شده ايد
؟ که اگر
انسان به عين
اندازه تماس و
محبت که به اشيای
ديگر دارد
قمساٌ تماس با
حضرت کبريا جل
جلاله در
اوايل به ذکر
و در خلوت به
فکر و از مشاهدهء
مصنوعات
معرفت را به
خود راه دهد و
در مداومت آن
به خدمت خلق الله
به غرض
خوشنودی او
تعالی جل
جلاله متوجه گرديده
باشد در واقعه
از هر دو جهان
چنين ذوات
مبارک
برخودار اند.
بيت :
چه دانی
تو ای طفلک
خود پسند
که
مردان ز خدمت
بجای رسند
٧- آيا
متوجه شده ايد
؟ که اگر به پيش
ارباب قدرت يا
زعمای زمان
کسی به کدام
گناه يا خطا
خصوصاً سياسی
مرتکب يا متهم
شود در حال
معدومش می
سازند و يا
لااقل محبوس
کرده اعتبارش
را از هر نگاه
ساقط می
نمايند، اما
برعکس اگر
بنده در بجا
آوردن اوامر و
ترک نواهی
قصوری ورزد چو باز
گردد همه را
معفو يابد و
خود را کما فی
السابق مورد
الطاف و اکرام
او جل جلاله
بيند. بيت :
و اگر
خشم گيرد به
کردار زشت
چو باز
آمدی ماجرا
درنوشت
(سعدی)
٨- آيا
متوجه شده ايد
؟ که رفتن به
دروازهء زعما
و شرفياب شدن
به حضور ارباب
قدرت استعداد
لازم و کارت
مخصوص ولباس پاکيزهء
شايستهء آن
دربار را به
کار دارد تا اين
نباشد، کسی را
به ايشان راه
ندهند، هکذا
اگر لباس تقوا
و ايمان کامل
به خداوند جل
جلاله نداشته باشيم
و به مدرسهء
حق به حضور
انبيا عليهم
السلام و پيروان
موثق شان زانو
نزنيم و از
مطالعهء اين
نندارتون دلايل
لااقل بر وجود
کمال حضرت
صانع او جل
جلاله بطور
يقين در خويش
خلق نکنيم، فقط
به روی انانيت
و خودی نشايد
بارياب حضور
حضرت کبريايی
او جل جلاله
گرديم.
٩- آيا
متوجه شده ايد
؟ که به تمثيل
کوچک فوق
ارائه کارت و
صفائيت لباس
مخصوص که در
بالا گفتيم
هنوز هم در آن
کوتاهی های
موجود است.
مثلاً:
باريابی به
حضور ارباب
قدرت زمان، به
شرايط فوق
بطور دغا و
دغل امکان
پذير است، اما
به حضور ذات
اقدس کبريا جل
جلاله که از
عدم ما را خلق
کرده و نمو
داده و تا
اينجا او جلت
عظمته
رسانيده است
کجا کار آسان
باشد.
مصرع
: آنکه دل
آفريده است
ميداند.
١٠- آيا
متوجه شده ايد
؟ که چنين کس
اگر سليم
الفکر و کامل
الدرايت باشد
چطور بدون طی
کوچکترين
مراحل و کشيدن
مساعی برای
دريافت قرب
حضرت الهی به
خود اجازت می
دهد که بارياب
حضور رب الارباب
گردد چه کوتاه
نظری، و بازهم
دروازه لطف و
کرم او جل
جلاله باز است
برای
پذيرفتن، به
شرط قبول
اندکی کوشش به
قدر وسع
انسانی.
هر سحرم
ز لا مکان
ميرسد اين ندا
ندا
درگه
لطف بسته نيست
بندهء من بيا
بيا

|