١ - مؤمنين
معتقد اند : که
خدا جل جلاله
به هر جا حاضر
و ناظر و
مراقب اعمال و
افعال ماست،
دقت کنند که
سارق يا زانی
يا مرتشی و
امثال شان متجاوزين
بر مال و
ناموس مردم در
حال وجود طفل
يا شخص بيگانه
به آن عمل
نامشروع دست
نمی زند و می
ترسد يا می
شرمد، اما از
خدا جل جلاله
که حاضر و
ناظر است هيچ
شرم و يا ترس
ندارد. آيا
اين را حقيقت
اعتراف حضور
خدا جل جلاله
در دلها بايد
گفت؟ نه هرگز.
٢ -
مسلمانان می
گويند :
خداوند جل
جلاله را از
هر چيز دوستتر
داريم حال
آنکه به خاطر دوستی
زن و فرزند و
غيره آرزوهای
فاسد شهوانی و
نفسانی چون
کرم در چتلی
می تپند و در
(٢٤) ساعت، کار
٤٨ ساعت را به
غرض حصول
مرضات محبان
مجازی خود می
نمايند، ولی
برای خدا و
حصول رضای او
جل جلاله و
اعلای کلمة
الله به شبانه
روز
چند ساعت
محدود هم
مصروف نيستند
کجا که زحمت
را برای رضای
او تعالی جل
جلاله بر خود
و يا مال و يا
جان قبولدار
شوند. اينست بهترين
نمونهء کمی
محبت خدا جل
جلاله در
برابر غلبهء
محبت غير خدا
(ج) چنانکه
واضحاً ديده و
می بينند.
آيا با
داشتن چنين
روحيه مؤمنين
را در حقيقت
به صف « فَلاَ
تَجعَلُوا
لِلَّهِ
اَندَادًا »
قرار نمی دهد
جواب مثبت
است. (بقره/٢٢)
ترجمه
: پس مگردانيد
برای خدای
متعال در هر
چيز «موقف» مثل
و مانند را.
٣ -
مسلمانان می
گويند : از
خداوند جل
جلاله می
ترسيم ولی به
اندازهء دهم و
حتی صدم حصه
ترس که از
مقتدرين و
اربابان زور
دارند از
خداوند جل
جلاله در
مقابل وقايع از
ايشان چنانکه
در بالا گفته
شد ديده نمی
شود، آيا اين
واقعيتها به
معنی ثبوت
اتخاذ جهت
جانب خدا جل
جلاله و يا
صحت عقيده به
حضرت
کبرياست؟ نه
هرگز.
حالا
چطور شود که
اين دولت را
به دست آريم؟
سوال نيکوست
در پاسخ بايد
گفت :
هرگاه
بالمثل يا
مساويانه به
مساعی در
تحصيل اشيای
مادی، اگر به
جستجوی حضرت
کبريای او جل جلاله
متوجه گرديم
گويا مؤمن
واقعاٌ به
حقيقت شديم.
خوشبختانه
رسايل و کتب
مدرسهء توحيد
که فشردهء
اسرار
منصوصهء
اسلام دست
ناخورده قرآن
است متکفل آن
به ياری حضرت
باريست تا در
دل و مغز اين
دولت را به
لطف و کرم او
تعالی بدون
رياضت جايگزين
سازد.
|