|
انسان و
فلسفه امتحان
يا
جام و ميگر
چهارم
فصل ٨
دل و
اسرارش
دل و
تصرفاتش در
صلاح و فساد
بدن
مقدمه :
حالا
که تا جايی
ارزش و اثر
طاعات را
دانستند و
اينکه ما به
چه صورت ناقص از
آن استفاده می
کنيم را
فهميدند
خوبست تا در
تحقيقات
دستگاه آخذه
اين عبادات
نيز نظر
اندازيم که مبادا
در دستگاه
هسته توحيد يا
نورانيت
ايمان در دل
کدام نقص
نباشد، زيرا
روشن شد که
يگانه راه قرب
و وسيله
ارتباط بنده از
ايفای اعمال
بدون قيد و
شرط مانند ياد
خداوند جل
جلاله به هر
جا و هر وقت و
هکذا تمامتر
ازين از
مطالعه و
مشاهده اشيای
نندارتون
«دنيا» جمال و
کمال صانع جل
جلاله را ديدن
با غيره اعمال
مقيد به شرط
که فقه اسلام
با اختلافهای
خود متکفل آن
بوده و در آن به
خوبی وانمود
گرديده، می
باشد.
اينجا
سوال مطرح می
شود که درک
اين همه حقايق
و راه وصول
بنده با
خداوند جل
جلاله که
آرزوی فطری هر
مؤمن
خداجوست،
ذريعهء چه چيز
وچطور حاصل
کرده می شود؟
در
جواب بايد
گفت: بلی،
توسط دل يا
اين حاکم کليه
کالبد آب و گل
به دست آمده ميتواند،
و اين خود
روشن سخن است
تا ارزش و ماهيت
و اثرات هر
چيز را
کماشانه
ندانيم از آن
استفاده
کردنهای علمی
و واقعی تا
جايی ناممکن و
متعذر باشد.
که با
تأسف بايد
بگويم خداوند
متعال جل
جلاله راز
بزرگ اين دولت
را در لابلای
آيات عديده
قرآن دست
ناخورده اسلام
به داخل اضافه
از (١٦٦) آيات
توضيحات داده و
رسول عليه
السلام به
تأييد از آن
احاديث گهربار
فرموده اند.
در اين
باره که
چرا ازين
حقيقت با غيره
اسرار و رموز
موفقيت جامعه
پسمانده عرب
که بطور برق
آسا از صدر
اسلام اندک
بعد توانستند
به کمترين
فرصت تقليب در
جامعه بشر و
بشريت از هر
نگاه با
تحولات که ناممکن
بود به ميان
آورند و از آن
چه
پيشرفت های
لازمی که
گرفته نشد؟
اما چه کسانی
آنرا به دست
فراموشی
سپردند؟ و چرا
از جمله (٦٦٦٦)
آيات قرآن
کريم، به محور
(٥٠٠) آيات فقه
چرخيدند؟ و
متباقی را چرا
به طاق نسيان نهادند؟
اين همه
سوالات تکان
دهنده قوای
روحانی در
مؤمنان است که
دارندگان دل و
درايت کامل
دارای
نورانيت
ايمان کافی به
خوبی دانسته
می تواند.
به هر
حال ازينکه
بگذريم اينک
ذيلاً جلب
توجه تان را
به مطالب ثابت
کننده ارزش
عالی قوای قلبی
و تصرف آن بر
بادی بدن می اندازيم.
١- آيا
متوجه شده ايد
؟ که سلامت
قلب، سلامت
همه بدن و
فسادش فساد
همه جسد به
قول مخبر صادق
صلی الله عليه
وسلم است و
اين سلامتی به
دو چيز ميسر
شود:
اول : دانستن
تجزيه و تحليل
اتم انسان
مطابق اساسات
سليم قرآن دست
ناخورده
اسلام و هکذا
وساوس شيطان و
کارگردانی
هايش را علماً
دانستن.
دوم : به
واسطه کثرت
ذکر و ياد نام
خداوند جل
جلاله و
مشاهده
نندارتون،
ارتباط با وی
تعالی حاصل می
گردد.
علامت
دريافت وصول
اين دولت چنين
است: که خدا جل
جلاله را در
هر جا حاضر و
ناظر ديدن و
برای خوشنودی او
تعالی جل
جلاله، خدمت
به خلق الله
کردن و در هر
ساحه و تصرف
که دارد مواظب
حال و احوال
خود بودن باشد.
٢- آيا
متوجه شده ايد
؟ ازينجاست که
قلب را به اسم
چپه شونده يا
گردانيده شده
مسمی کرده اند
که اگر انسان
به تجزيه و
تحليل آن وارد
گردد و آگهی
از آن به
استعانت خداوند
جل جلاله و
همراهی ياران
پاکدل مدرسه
قرآن حاصل
نمايد البته
به کمترين
فرصت می تواند
استفادهء
لازم از آن به
دست آورده و به
آرامی و سرفرازی
دارين نايل
گشته و در
تبديل خواص
سوء ناجايز به
اعمال و عادات
نيک موفق شود.
٣- آيا
متوجه شده ايد
؟ که ازينرو
قرآن کريم آن
را به اضافه
از ده نام،
مضغه، قلب، فؤاد،
ضمير، بال
وامثال آن ياد
کرده است و
پيغمبر صلی
الله عليه
وسلم به توضيح
تمام، صلاح دل
را صلاح همه
جسد و فساد آن
را فساد همه
بدن خوانده
است.
٤- آيا
متوجه شده
ايد؟ اگر قلب
تصفيه شد به
آن همه اسرار
عالم بالا
رسيده و نظر
شخص برای
خوشنودی
خداوند جل جلاله
و خلق او بوده
و به آرامی
خلق الله به
ايمان کامل در
همه جا ملتفت
گشته و به رفع
حوايج نيازمندان
مساعی به
سزايی بدون
کوچکترين
نظرداشت ها
نموده و خدمات
محوله را به
پاکترين و
تمامترين
صورت انجام می
دهد.
٥- آيا
متوجه شده ايد
؟ که تمام
ارزش و جريان
همه نشيب و
فراز زندگی مربوط
به دل و مغز
انسان و اکثر
جانداران
است، بدون اين
دو عضو امکان
حيات کليه
جانداران قوی
به تأمين
زندگی در فلک
ما ناممکن
باشد.
٦- آيا
متوجه شده ايد
؟ هر انسان
چقدر وزنی که
دارد آن قدرها
در امرار حيات
صالح و يا
فاسدش مهم
نيست فقط تقريباً
يک کيلو مغز و
نيم کيلو دل
انسان حکمفرمائی
و کارگذاری
امور و حتی به
درک تصرفات
مادی و معنوی
در بالا و
پايين فعال
بوده و قدرت
اداری کليه
جسم را داراست
لذا از هرچه
اولتر بايد در
صلاح و ارتباط
کامل اين دو
عضو خيلی
ارزنده مفيد
قاطع کوشان
باشيم.
٧- آيا
متوجه شده ايد
؟ که خدای
متعال دولت
عقل را به
انسان از
برکت: « وَعَلَّمَ
آَدَمَ
الاَسمَآءَ
کُلَّهَا» عنايت
فرموده است.
ترجمه
: آموخت آدم
عليه السلام
را اسرار اشيا
همگی. (بقره/٣١)
چنانکه
از اول دنيا
تا اکنون می
بينيد که از
برکت درک
اسرار اشيا و
استفاده از آن
اولاد بشر به
کجا ها رسيده
اند.
٨- آيا
متوجه شده ايد
؟ عقل يا درک
در اسرار اشيا
بذات خود هسته
و خزانهء
باطنی قلب است
که توسط کامره
های مخصوص مغز
به نام ديدن،
شنيدن،
بوييدن،
چشيدن، مساس کردن،
گفتن و تعبير
آن به غير
نمودن را
يکايک اين
دستگاه های مجهز
از اسرار اشيا
گرفته و به
کمپيوتر قلب
رسانند و آنجا
پس از تشخيص که
چطور تصميم
گرفته می شود
کارگرداني ها
کند لذا قلب
را بزرگترين
کارگاه با
صلاحيت در جسم
هر واحد بشر و
حتی جانداران
ديگر بايد
گفت.
٩- آيا
متوجه شده ايد
؟ که مغز به
حکم شعبهء
آرشيف دارای
محفظه هايی باشد
که از ادراک
پنجگانه حواس
آنها را گرفته
است و در
مجرای قلب،
فهرست هايش را
به نام حجرات
که بعداً گفته
می شود رسانده
و شيطان هنگام
ايجاد وساوس و
يا الهامات
ملکی در کنترول
کارهای خير
يکی بعد ديگر
آورده تا شخص
را به کدام
يکی متمايل
سازند سپس آنرا
انلارج کنند
تا آنکه او را
به هر عمل خوب
و يا بد که
باشد گرفتار
نمايند.
نَعُوذُ
بِاللهِ مِن شُرُورِ
اَنفُسِنَا .
حالا
بايد کوشيد تا
الهامات ملکی
را همواره بر
خويش مستولی
سازيم.
١٠- آيا
متوجه شده ايد
؟ عقل پاره يی
از جوهر نظام
عالم بالا است
لذا منکشف
اسرار اشيا
بدين سرای فنا
گرديده و به
اين اساس
شرافت انسان
را پس از دولت
روح، که از وی تعالی
جل جلاله به
انسان رسيده،
متکفل و منظم می
باشد« وَ
نَفَّختُ
فِیهِ مِن
رُوحِی» دميدم
در انسان از
حضرت خود چيزی
را به نام روح.
١١- آيا
متوجه شده ايد
؟ چنانکه عقل
کاشف اسرار
اشيای جهان
فانی است روح
عيناً منکشف
اسرار نامرئی
بعد چهارم
بوده حتی وصل
کننده بنده به
حضور حضرت
کبريا جل جلاله
يا مرکز ثقل و
زيربنا و
پايدار همه
کون و مکان
باشد.
١٢- آيا
متوجه شده ايد
؟ چنانکه عقل
کاشف اسرار
ماده و يا
کليه چیزهای
مقيد به ابعاد
ثلاثه است اين
چنين قوای
روحی کاشف اسرار
بعد چهارم
نامرئی باشد
چقدر که به
واسطه تحصيلات
علم صحيح، کشف
عقل زيادت می
يابد، به عين
پيمانه به
زيادت اعمال
نيک کشف قوای
روحانی توسعه
يافته و انتها
به قرب حضور
حضرت کبريا جل
جلاله شخص را
متوصل می
سازد.
١٣- آيا
متوجه شده ايد
؟ که يک سر روح
بالای قلب به
محل اتصال
شريان وعروق
واقع بوده و
تمامی (کليه)
دل را
پيچانيده و توسط
شريان و وريد
در همه جسم
سيلان دارد.
١٤- آيا
متوجه شده ايد
؟ که سر ديگر
روح به
مغز قرار
داشته و
ذريعهء اعصاب
بر همه جسم
استيلاء دارد
و محل تقاطع
خارجی آن مسکن
استراحت روح
بوده و پرتوش
از آنجا که رسيد
حالت خواب
بودن را به
شخص آورد.
١٥- آيا
متوجه شده ايد
؟ جای اتصال
پايين اين هر
دو مبدأ، در
برابر حنجره
است که اگر آن
را به دقت
يافته فشار
دهيد يک نوع
بی حسی و
استرخايی بر
شخص طاری می شود.
١٦- آيا
متوجه شده ايد
؟ که شعور
پيمانهء
محدود عقل
بوده و عقل
ساحهء وسيع
دانش را گويند
و يا بعبارهء
ديگر عقل سرصفای
دست اول کمال
و درايت بوده
و شعور ته
نشين يا دُرد
آلود به رنگ
فهم محدود، در
جانداران است
که در فطرت
خدای متعال به
هر موجود چه
قدر بخشيده
همان مقدار
نسلاً بالنسل
رسد و امکان انکشاف
چون درک بشر
را ندارد.

|