|
انسان و
فلسفه امتحان
يا
جام و ميگر
چهارم
فصل ٢٠
ارزش اعمال و
اقوال صالح
چيست
و چطور باطل
می شود
مقدمه :
خلوص
در اعمال را
با پاره يی از
آزمايش انسان به
اين گرم و سرد
جهان اشارت
کرديم و از آن
به درستی روشن
می شود که
امتحان وقتی
صورت می گيرد
تا رقيب در پی
يا به مقابل
شخص بوده و در
کار و بار
حاضر نبرد
باشد.
پس با
درک اين حقيقت
و مصرحات (١٥٦)
آيت قرآن که
تنها به
خرابکاری های
شيطان و رول
گردانی های او
تصريح شده و
هکذا در باره
دستيار فعالش
(نفس) که علاوه
از حالات
عمدهء آن به
اسامی مختص
(اماره
بالسوء،
لوامه و
مطمئنه) تذکر
رفته و چگونگی
اضرارش را که در
(٢٥٤) آيت روشن
شده و قرآن
دست ناخوردهء
مؤمنين بازگو
کنندهء آن
بوده و در
زمينه رسول
کريم صلی الله
عليه وسلم نيز
توضيحات به
سزايی داده و
عرفای مسلمين
از آن راز کشاييها
بقدر وسعت
ديدی که
داشتند نموده
اند که همه و
همه حقايقی
است مبرهن
سلامت بشر که
رسول عليه
السلام در صدر
اسلام عملاً
برای مؤمنان
آموخت، اما
آن حقيقت را
که چه نيروهای
ضد اسلامی به
چه تاکتيک ها
از بين بردند
و به جايش
حالات کنونی
ما را به نام
اسلام به ميان
آوردند در
نتيجه جامعه
اسلام را پس
از (١٤) قرن به
اين پسمانی ها
و بدبختی ها روبرو
کرده از جملهء
پرسش های تکان
دهنده روح و
روان مسلمان
واقعی و حقيقی
باشد که قسماً
در آن فعاليت
های شياطين
جنی و انسی
اثر به سزائی
داشته و بی
توجهی ارباب
قدرت نيز در
آن رول مهم را
ايفا کرده
است.
خلاصه،
اين رقيب چابک
دست به همکاری
نفس گذشته
ازينکه پيش از
توفيق بر
اعمال نيک
موانع
گوناگون
ايجاد می
نمايد و شخص
را به انواع
حيل از اجرای
آن باز می
دارد هرگاه
کسی به همه
لياقت و قدرت
به کردن آن
توفيق يافت
باری در
ابطالش می
کوشد تا از آن
اجر به محشر و
نور در محضر
در قلبش به
هسته توحيد يا
نورانيت
ايمان او نرسد
که اينک در
مطالب آتی
الذکر پاره يی
از آن را
ملاحظه می نمايند.
١- آيا
متوجه شده ايد
؟ ملايک
نويسندگان
اعمال
انسانها،
چطور به تفکيک
افعال ظاهراً
خراب و باطناً
نيک و باطناً فاسد
و يا ظاهراً
خوب که ما و
شما آنر عمل
ريا يا سمعه و
يا غيره فواسد
می دانيم، می
فهمند.
آری؛
عمل اگر مقبول
است هسته
توحيد در قلب به
ايفای آن
(زبانی، مالی،
جانی) به هر
وقت و هر جا و
هر صورت که
باشد متجلی و
روشن می نمايد
لذا آن را
ملايک شانه
راست به دفتر
حسنات شخص نويسد.
٢- آيا
متوجه شده ايد
؟ که
برعکس اگر به
ظاهر نيک بوده
باشد، مثلاً
کسی صدقه دهد
و يا دعوت به
راه حق کند و
يا غيره اعمال
را به ديدهء
حضار مطابق
اصل مشروعه و
قوانين
موضوعه به جا
می آورد ولی
به قلب فريب و
خدعه با مردم
را دارد تا
بدين وسيله به
او نام صالح
داده و به
گفته او
اعتماد کنند
قلب نوری از
آن نداشته ملک
شانهء چپ آن
را به دفتر سيآتش
نويسد که
البته هنگام
توبه از سر
صدق احتمال
محو و نابودی
آن به خوبی
ميرود.
٣- آيا
متوجه شده ايد
؟ که چنين
اعمال را شايد
عده يِی از
حاضران به آن
کار يا قول
صحت دهند و
قابل قبول
حضرت وی تعالی
جل جلاله
دانند ولی چون
از آن عمل،
هستهء توحيد
منور نشده،
برعکس
کدرانيت هر آن
در دلش اضافه و
اضافتر گشته ميرود،
در نتيجه شخص
بی ذوقی خود
را اکثراً در
باطن احساس می
کند ولی به
خويش نمی آورد
پس بهتر است
که قبول اعمال
را مؤمن از
خداوند جل جلاله
بخواهد نه از
بندگان، و
بکوشد تا به
باطن نظرداشت
خوب گفتن يا
خوب شمردن
مردم را اهميت
ندهد و حتی به
خوشباشی حضار
اعتنا نکند.
٤- آيا
متوجه شده ايد
؟ که ابطال
چنين اعمال
ظاهراً مشروع
و باطناً مردود
به دو صورت
واقع می گردد:
اول- اينکه
شخص عملاً آنر
به غرض فريب
مردم کرده و اساساً
به پاداش آن
اعتقاد سليم
ندارد، مانند اينکه
برخی کفار برای
فريب مؤمنين
خود را به
احکام دين و
ظواهر شريعت می
آراستند تا در
بين مؤمنان
اين همه
تخمهای نفاق و
شقاق و کيش و
روشهای
گوناگون را
کاشتند که امروز
ما به آن دست و
گريبانيم و
راه نجات را
هم جز فضل و
مددگاری خاص
حضرت او تعالی
جل جلاله و
همکاری ياران
پاکدل سراغ
نداريم و جزای
شخص اول
(بنيانگذاران
نفاق و شقاق)
اضعاف و مضاعف
بوده و دنباله
روان دانسته
اش به کيفيت
آن تا روز
قيامت مأخوذ و
عندالله
مسئول اند.
٥- آيا
متوجه شده ايد
؟ صورت دوم
ابطال عمل با
آنکه شخص کاری
کرده يا گفتاری
که نموده، از
نگاه ديانت،
عقيده هم به
آن دارد باز هم
باطل و به
دفتر سيآت او
داخل می گردد
و اين نيز به
دو قسم باشد:
اول-
يکی آنکه عمل
را شخص به غرض
تعليم و تعلم
مردم يا کمک
به غربا و
مظلومان
مطابق شرع
کرده ولی
شيطان بعداً
او را وادار
به ريا نمايد
تا از آن به
چندين جا و يا
لااقل يکبار
به نزد فرد و
اجتماع به
مقصد جلب نظر
مردم، برای
دريافت نامی نيکو
کاری گويند تا
در آينده از
آن ممر استفادهء
سوء نموده
باشد پس بدين
صورت عمل او
باطل و ريا
مطلق گردد و
اگر نيرنگش در
اذهان مردم
مؤثر شد برای
هميشه بر جبين
چنين اشخاص
داغ نفاق زده
شود. نعوذ
بالله!
٦- آيا متوجه
شده ايد ؟ صورت
دوم چيست؟
آری؛
اينست که شخص
کاری نيک را
کرد و برای
خود نمايی
آنرا به جمع
يا فرد که در
آنجا نبود
گويد و يا کسی
از آن عمل او
اظهار
خورسندی نمود
و او تفاخر
کنان گفت آری؛
من هميشه چنين
کارهای نيک را
انجام می دهم،
در حالی که
همان يکبار
بود او عامل
آن کار خوب گرديده
است. اينجا
فقط آن عمل او
باطل شود که قبلاً
به حکم حسنات
به دفتر
نيکويی اش ثبت
گرديده بود
واين ريا را
شريعت اسلام
در سلسلهء
اعمال مشبوه يا
سمعه داند.
٧- آيا
متوجه شده ايد
؟ که اگر از
ايفای آن عمل
يا اعمال
شيطان از وی به
حيله های که
فوقاً گفته شد
پاره يی را
باطل کرده و شخص
دانست و قلباً
تايب شد، خدای
متعال آن همه را
واپس از دفتر
سيآتش محو و
به دفتر حسنات
او به حکم
ثواب داخل می
نمايد.
« وَمَن
يَّعمَل
سُوءًا اَو
يَظلِم
نَفسَهُ ثُمَّ
يَستَغفِرِاللهِ
يجِدِاللهَ
غَفُورًا
رَّحِيمًا » (نساء/١١٠)
ترجمه
: کسی که عمل بد
نمود و نفسش
تاريک گرديد
سپس آمرزش
خواست از
خداوند جل
جلاله، می
بخشد او را خدای
متعال و درجات
ميدهد به
مهربانی.
٨- آيا
متوجه شده ايد
؟ که در دين
اسلام برای
اکمال اعمال
شخص چه نکته
هايی باريک
است که ما
فوقاً پاره يی
از آن را
گفتيم و روشن
ساختيم،
ازينرو مؤمن
آنچه می کند
بايد خاص برای
خدا جل جلاله
بوده و در چنين
کارها مشارکت
غير را در
آوان اجرای
کار و نه هم
بعد از آن
نمايد، يعنی
اجر خود را از
خدای متعال
خويش متنظر
باشد نه از
غير او، که
فريب شيطان
است.
« وَ
مَا
اَسئَلُکُم
عَلَيهِ مِن
اَجرِ اِن
اَجرِی
اِلاَّ عَلَی رَبِّ
العَالَمِين »
(شعراء/١٠٩)
ترجمه
: نمی خواهم بر
آنچه رهنمونی
حق نمودم از
شما مزدی را و
اجر من بر
خدای عالم و
عالميان است.

|