|
انسان و
فلسفه امتحان
يا
جام و ميگر
چهارم
اعوذ بالله
من الشيطن
الرجيم
بسم الله
الرحمن الرحيم
اَلحَمدُلِلهِ
الَّذِی
هَدَانَا
لِهَذَا وَ
مَا کُنَّا
لِنَهتَدِیَ
لَو لاَ اَن
هَدَانَاللهُ
ترجمه
: ثنا و صفت مر
خدای را که
هدايت کرد ما
را و اگر حضرت
او جلت عظمته
رهنمونی نمی
فرمود، ما
نبوديم که راه
يابيم.
به
عبارهء ديگر :
اگر او جل
جلاله ما را
به شاهراه
مستقيم راه
نمايی نميکرد
ما راهياب نمی
شديم.
مقدمه :
در
سلسلهء علل
پسمانی عالم
اسلام يکی هم
ضعف عقيده و
تيوری ريزيده
ايديالهای
مؤمنين با خدا
و خالق کل جلت
عظمته است.
هرگاه
واضحتر بگويم
که فقدان اين
دولت باعث
پسمانی اصلی
عالم اسلام و
بشريت گرديده
مبالغه
نباشد، زيرا
ميدانند که
اصلاً انسان
برای دادن
امتحان به اين
صحنه های
آزمون جهان
خلق گشته و به
اينجا آورده
شده است به
اين اساس بر
کافه پيروان
قرآن دست ناخوردهء
اسلام يا محصلين
پوهنحی حربی
خدای کريم و
رحيم لازم است
و بود که به
حکم:
« کُنتُم
خَيرَ
اُمَّةٍ
اُخرَجِت
لِلنَّاسِ
تَأمُرُونَ
بِالمَعرُوفِ
وَ تَنهَونَ
عَنِ
المُنکَر... »
ترجمه
: هستيد شما
بهترين امت ها
(فقط به اين امتياز)
که می خوانيد
مردم را به
سوی نيکويی و
منع می سازيد
از بديها. (آل عمران/١١٠)
البته
با داشتن برنامه
کامل چون قرآن
بايد مؤمنين
شب و روز کوشان
بوده و برای
بشر و بشريت رهنمايی
سليم انسانيت
را متکی بر
شيوع وحدت در سراسر
جهان می
نمودند با
تأسف که نشد و
ازينجاست که
رسول عليه
السلام
فرموده اند :
« عُلَمَاء
اُمَتَی
کَاَنبِيَاءٍ
بَنِی اِسرَائِل »
ترجمه
: علمای امتم
مانند انبيای
بنی اسرايل اند.
با درک
اين موقف
عالی، چطور و
به چه صورتها
می توان
برتريت لازم
را بدست آورد؟
آری! نظر
به حقايقی که
در قرآن و
احاديث رسول
عليه السلام
بطور مواد خام
و پخته به
دسترس اختيار ما
فی المثل قرار
داده است
فضيلت علمای
امت ازينجا به
خوبی تمام
ثابت می شود
که ايشان به
حکم داروسازان
وصف الحال
مردم زمان خود
اند تا پس از
تشخيص امراض و
تجزيه و تحليل
آن دوای نافع
و قاطع را به
استناد بينات
و احاديث سيد
السادات عليه
الصلواة به
ميان آرند که
نه تنها در
سلامت اجتماع
مفيد باشد
بلکه در اتحاد
و اتفاق عالم
اسلام نيز
رخنه خلق
نشود.
با
تأسف که
دواسازان (...)
فقط به اسامی
محدود نام چند
دوايی و آنهم
به زبان عربی
که مدتی را
بايد به حفظ
ترجمهء آن به
مغز در زندگی
محصلين متوجه
باشند، خود را
هميشه بدان
مصروف نگه
داشته و ديگر
تتبع کرده نمی
توانند.
با درک
اين واقعيت
درست واضح است
که فرصت تشخيص
امراض جامعه و
ترکيب دوا از
دواخانه به
ايشان باقی
نمانده است گويا
چند نسخهء از
کل قرآن و
صحاح سته، اهل
سنت و جعفريان
از رسايل
الشيعه فی
مسائل الشرعيه
برآورده و به
مدار چلند
درآوردند .
يعنی (٥٠٠)
آيات و مثل آن
احاديث را به
غرض تنظيم دهی
قوانين
عبادات به نام
فقه کشيده و
متباقی (٦١٦٦) آيات
ديگر را به
طاق نسيان
گذاشته و فقط
برای محفوظ
گذاشتن ضخامت
و حجم ظاهری
قرآن جرائت
کشيدن آيات و
احاديث مذکور
را با غيره
نظرداشت ها
نکرده اند.
برای
روشن شدن
قسمتی از اساس
مرض که در
بالا گفتيم و
تثبيت جهت که
به تقويه
عقيده چطور با
خدا جل جلاله
صورت می گيرد شمرديم
اينک نظر شما
را به پاره يی
از اظهار عقيده
بر خدا جلا
جلاله و دين
ارائه می کنيم
و در کنارش
حالت اکثر مسلمين
را يکايک
به تمثيل
مختصر به ياری
خدا جل جلاله
می نماييم شما
قضاوت کنيد که
با چنين روحيه
راه ترقی و نجات
به اين قوم
ميسر می شود؟
يقين دارم هر
چيزفهم در حال
پس از مطالعه
به يک آواز با
ما همنوا گشته
می گويند : نه
نه ابدا!
١ - مؤمنين
معتقد اند : که
خدا جل جلاله
به هر جا حاضر
و ناظر و
مراقب اعمال و
افعال ماست،
دقت کنند که
سارق يا زانی
يا مرتشی و
امثال شان متجاوزين
بر مال و
ناموس مردم در
حال وجود طفل
يا شخص بيگانه
به آن عمل
نامشروع دست
نمی زند و می
ترسد يا می
شرمد، اما از
خدا جل جلاله
که حاضر و
ناظر است هيچ
شرم و يا ترس
ندارد. آيا
اين را حقيقت
اعتراف حضور
خدا جل جلاله
در دلها بايد
گفت؟ نه هرگز.
٢ -
مسلمانان می
گويند :
خداوند جل
جلاله را از
هر چيز دوستتر
داريم حال
آنکه به خاطر دوستی
زن و فرزند و
غيره آرزوهای
فاسد شهوانی و
نفسانی چون
کرم در چتلی
می تپند و در
(٢٤) ساعت، کار
٤٨ ساعت را به
غرض حصول
مرضات محبان
مجازی خود می
نمايند، ولی
برای خدا و
حصول رضای او
جل جلاله و
اعلای کلمة
الله به شبانه
روز
چند ساعت
محدود هم
مصروف نيستند
کجا که زحمت
را برای رضای
او تعالی جل
جلاله بر خود
و يا مال و يا
جان قبولدار
شوند. اينست بهترين
نمونهء کمی
محبت خدا جل
جلاله در
برابر غلبهء
محبت غير خدا
(ج) چنانکه
واضحاً ديده و
می بينند.
آيا با
داشتن چنين
روحيه مؤمنين
را در حقيقت
به صف « فَلاَ
تَجعَلُوا
لِلَّهِ
اَندَادًا »
قرار نمی دهد
جواب مثبت
است. (بقره/٢٢)
ترجمه
: پس مگردانيد
برای خدای
متعال در هر
چيز «موقف» مثل
و مانند را.
٣ -
مسلمانان می
گويند : از
خداوند جل
جلاله می
ترسيم ولی به
اندازهء دهم و
حتی صدم حصه
ترس که از
مقتدرين و
اربابان زور
دارند از
خداوند جل
جلاله در
مقابل وقايع از
ايشان چنانکه
در بالا گفته
شد ديده نمی
شود، آيا اين
واقعيتها به
معنی ثبوت
اتخاذ جهت
جانب خدا جل
جلاله و يا
صحت عقيده به
حضرت
کبرياست؟ نه
هرگز.
حالا
چطور شود که
اين دولت را
به دست آريم؟
سوال نيکوست
در پاسخ بايد
گفت :
هرگاه
بالمثل يا
مساويانه به
مساعی در
تحصيل اشيای
مادی، اگر به
جستجوی حضرت
کبريای او جل جلاله
متوجه گرديم
گويا مؤمن
واقعاٌ به
حقيقت شديم.
خوشبختانه
رسايل و کتب
مدرسهء توحيد
که فشردهء
اسرار
منصوصهء
اسلام دست
ناخورده قرآن
است متکفل آن
به ياری حضرت
باريست تا در
دل و مغز اين
دولت را به
لطف و کرم او
تعالی بدون
رياضت جايگزين
سازد.
بمنه
وفضله الکريم.
آبادی
بتخانه ز
ويرانی ماست
جمعيت
کفر از
پريشانی ماست
اسلام
ندارد بذات
خود عيبی
هر
عيبی که هست
در مسلمانی
ماست
پس
بياييد مسلمانی
خود را از
عقيده که شرط
اعظم ايمان، به
زبان گفتن و
به دل تصديق
نمودن است
اصلاح و درست
کنيم.
و من
الله التوفيق

|