|
انسان و
اسرار قرب
يا
جام و
ميگر سوم
فصل ٧
مسير
حرکت انسان در
مظاهر
علم و
حقيقت آن
مسير
حرکت انسان در
مظاهر
علم و
حقيقت آن
١ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب
: انسان
موجودی که چون
راکت، از عالم
قدس، برای مشاهدهء
انواع صنعت و
دريافت معرفت
صانع بی مثال او
جل جلاله به
اينجا آمده در
حالی که مجهز
به ديدبانهای
ذره بينی
مانند
ميکروسکوب و
دوربينهای
فعال چون
تلسکوب و
کمپيوتر منظم
چون دل، عقل و
مغز بوده و
ازين هم بيشتر
مالک تصرفات و
اسراری باشد.
٢ - سوال : نتيجهء
اين آمد و شد
انسان از کجا
تا به کجاست؟
جواب : حد
نهايی هر واحد
ظاهراً تا
سرحد پيری
است، اما در حقيقت
به روی ارادهء
رها کننده و
آورنده اش (حضرت
کبريا جل
جلاله) بدين
صوب يعنی جهان
رسيده است و
الی ما شاء الله
(اجل موعود) بوده
می تواند.
٣- سوال : به
چه وقت قطع
بودنش ازينجا
خواهد شد؟
جواب
: همين که به
علم مشاهداتی
حضرت کبريای او
جل شانه ثابت
شد که او يکی
ازين دو جهت
(خدا جل جلاله
يا دنيا) و يا
هر دو انتخاب
کرده و غايهء
نهايی اش
گرديد، وی را باز
گرداند.
٤- سوال : چرا
برخی را به
کوچکی نابود
کرده از بين
می برند؟
جواب : درين
رازهای بسيار
است واز جمله،
که تا بعضی مادران
و پدران را به
شفاعت ايشان
از عذاب رها کنند
و نيز همسالان
او را مشکور
سازند که آنها
را از بين
نبردند و زنده
گذاشتند و خود
آن اطفال از
ديدن پريشانی
مادران،
پدران، اقارب
و برادران در
محشر، شکرها
کنند که با
اين تکليف خوب
شد در جهان به
حال کبارت نرسيدند
و معصيت و
غفلت
نورزيدند،
بازهم به فضل
اهل مغفرت و
شفاعت شدند و
مثل اين چندين
راز ديگر هست
که اگر دقت
کنند دريابند.
٥ - سوال : آيا
ديگر نکات مهم
ازين، نيز
باشد؟
جواب : بلی،
راز مهم
اينجاست که
اگر خدای
متعال اشخاص
را به يک
اندازه عمر
ميداد و به
تغيير آوان،
مرگ و مير نمی
بود انسانها به
هر چيز بی
پروا حمله می
کردند، زيرا
می دانستند که
هنوز به سرحد
مرگ نرسيده
اند و اين عمل
باعث ازدياد
غفلت گرديده و
در عين حال
معنی ابتلا،
بلکه حقيقت آن
از بين ميرفت.
٦ - سوال : مردن
فرزندان صغير
کفار و محلدين
چه تأثير دارد؟
جواب : تا
پدران و
مادران به
مشاهدهء آنها
باری بدانند
که اگر لااقل
بر وضع ايمان
فطری بدون
مخالفت با
موجوديت و اقرار
بر يگانگی
خداوند جل
جلاله باقی می
ماندند به اين
نعمت (جنت)
سزاوار می شدند
و از عذابها
نجات يافته به
جنت يا برزخ
مأوايی می
داشتند.
٧ - سوال : چه
کسانی به
شفاعت رها می
شوند ؟
جواب
: آن مردمی که
ذرهء ايمان
فطری يا کسبی
در قلب او
باقی مانده باشد.
٨ - سوال
: انسان کيست ؟
جواب
: انسان
موجودی که
برعکس اشجار
مثمر و قوی،
شاخهء ناچيز
از وی به روی
زمين بوده و
ريشه های عالی
از او تماماً
به زير زمين
کلان و کلانتر
شده ميروند.
٩- سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی است که
ريشهء او در
زير زمين و
خودش به روی
زمين مراحل رشد
مرئی و نامرئی
خود را طی می
کند. يا به
عبارهء ديگر
به روی زمين
سه، چهار تن
از سلسله
نسلهای وی
بوده و اکثراً
به زير زمين
هستند. يعنی زيربنای
سلسلهء اصل
نسل و اسلافش
در زير زمين به
طول هزاران
سال قرار
دارند، که به
اين حساب
هميشه ارکان
بزرگ و بزرگتر
هر قوم و
قبيله در زير
زمين بيش و
بيشتر شده می
روند.
١٠
سوال : انسان
کيست ؟
جواب :
انسان موجودی
که در روی
زمين از مهد
تا لحد بايد
پابند قوانين
دست ساختهء
خود يا قانون
آسمانی باشد.
١١ -
سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که
اندازهء عمر
(بقا و فنای)
اکثر
چيزها را
ديده و می
بيند، ولی عمر
دنيای مادی را
باقی تصور می
کند، زيرا عمر
هر واحد شان
فانی گشته و
در حال حيات
او شان فنای
دنيا ديده نمی
شود و اين
بدان ماند که
مورچگان نسل
بالنسل به زير
درخت چنار
زندگی کنند و
گمان برند که
چنار مذکور برای
ابد است، زيرا
تا صدها نسل
چنار را پا بر
جا بينند.
آگاهی :
در
لابلای مطالب
فوق پس از درک
ماهيت انسان و
جستن و نشان
دادن راه قرب
حضور حضرت
خالق اين کون
و مکان، بی
مورد نيست تا
باری جلب نظر
شما را به قسمتی
از آن حقايقی
بيندازيم که
بطور يقين
روشن کنندهء
وجود عالم بقا
و ديدار حضرت
کبريا جل
جلاله است.
البته
درک اين دولت
مبرهن و ثابت
کنندهء وجود
بعد چهارم
بوده و يا
راهنمايی
برای هر انسان
خصوصاً
مؤمنين، به
دريافت رموز
وصول و اسرار مربوط
به آنست.
خوشبختانه به
عصر امروز
چنانکه
خداوند متعال
دروازه های
اين همه نعمای
ظاهری را به
اختراع اسباب
آلات تخنيکی،
فزيکی، کيمياوی
و غيره کشاده
و طوری به
دسترس اختيار
انسانها قرار
داده که شايد
کمتر، شبه آن
را به شاهان قرون
پيشتر ميسر
نموده باشد.
چرا
دقت نمی کنند
معجزهء
سليمان عليه
السلام بود که
يک ماهه راه
را به يک روز
در فضا طی می
کرد، ولی
اکنون طی يک
يا دو ماه يا
بيشتر از آن
به يک ساعت،
برای هر شقی و
سعيد با طياره
ميسر است و
امثال اين صدها
نمونهء ديگر،
از وفور انعام
که برای همگان
بشر داده اند.
اميد
به ذات واحد الاحد
وهاب مطلق او
جل جلاله چنان
داريم و شما
آمين بگوييد
وعملاً
بکوشيد تا هر
چه زودتر به
انعام دولت
ايمان نيز، همگان
را به
سردمداری اين
کمينه و کليه
معاونان و
نيکان جهان
توفيق تعميم
بخشد که در سر
تا سر روی
زمين آفتاب
وحدت و معرفت
علمی و عملی
اسلام، شيوع
يافته و عدالت
به پايهء
نهايی خود
طوری جهانگير شود
که نظير آن در
گذشته و آينده
ديده نشده و نشود.
بمنه و
فضله الکريم
وهاب الرحيم
١ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که
بهترين ايام
زندگی خود
(جوانی) را به
طول عمر بعدی
از آن ياد می
کند و اظهار
تأسف از گذشتن
آن دارد، اگر
اندکی دقت کند
البته اين را
نيز ميداند آن
خدايی که (٢٠
تا ٣٠) سال يا
بيشتر يا کمتر
عمر جوانی و
خوشکامی به او
بخشيد بی شک
اين قدرت را
دارد که به
ملياردها سال
به وی اين
دولت را در
جايی مرحمت
کند که هيچ
تکليف و زحمت
هم نباشد (جنت).
٢ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان موجودی
است که يک
عبارت و مطلب
را هر کس
يکسان درک
کرده نمی
تواند خصوصاً
که در آن
حقايق اسرار
عالم بقا مضمر
باشد، مثلاً
اين حقيقت
واقعی به
ديدهء صاحب
نظران عالی
درايت هيچ
اشکالی
نداشته و
ندارد، چنانکه
علما بقای
زمين را به
اضافه از
مليونها سال
تقريباً
تصديق کنند
آيا ملياردها
سال خالق و
مالک اين همه
نظام و قدرت، زندگی
در جنت به ما
بخشيده نمی
تواند؟ جواب
مثبت است. ولی
هستند عده يی
که کمتر می
توانند اين
واقعيت را
دريابند.
٣ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که
برای چند ماه
معين،
خوبترين ايام
سال (بهار و
تابستان) را
دوست دارد و
هميشه
يکنواخت مدت
طوالت مقيد به
زمان را به
اين فصول ذات
احد يکتا
بخشيده است.
پس چرا فکر
نمی کنند که
خدای کريم جل
جلاله ملياردها
سال نيز می
تواند بهار
يکنواخت و فصل
دلربا را به
ما در جنت
مرحمت نمايد
با آن که غايهء
نهايی خلقت
بشر برای دريافت
موقف او به
غرض فعاليت
سليم، در
اينجا فانی و
عاريتی بوده و
اساساً برای
آنجا (جنت) خلق
گرديده است.
٤ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که خوب
ميداند هرگاه
شخص يا مؤسسه
يی برای يک يا
چند سال کدام
ماشين و آله
بسازد البته
به قدرت اسباب
می تواند عمر
آن چيز را
اضافه از
چندين سال نمايد
تا او به کار
خود ادامه دهد
و اين را انسان
باور می کند،
ولی خدايی که
برای انسان ٢٠
تا ٣٠ سال جوانی
داد معترف
نيست که او می
تواند
ملياردها سال
هم جوانی را
به او در سرای
ابد عنايت
کند، بی شک
اشکالی ندارد.
٥ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که
يقين کامل به
دلايل مثبتهء
علمی و
مشاهداتی خدا
جل جلاله
وخالق يکتا
جلت عظمته
دارد و می
بيند که از
خاک و آب و
انرژی نامرئی
آفتاب اين همه
رنگ و بو و
کيفيت و حکمت
و زيبايی ها
را به فرآورده
های زمين داد.
بی شک
از جنس هزاران
بار بهتر (جنت) اشيای
کاملتر و عجيب
تر کشيده می
تواند که عبارت
از جنت و
بساطين آن است
و اساساً اين
دورهء اکتری
زندگی هر واحد
به غرض پرکردن
فلم حيات او
بوده همين که
روح از قالب
برآمد، مطابق
خلاصهء اعمال
نيک و بد خود
به يکی از
جنان يا
دوزخها جايگزين
شود. لذا مرگ،
قيامت صغرا و محشر،
قيامت کبرا
برای وصول
عينی بدانجا
باشد.
٦ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب
: انسان
موجودی که در
انواع فلزات و
ميوه ها و
چندين نمونهء
ديگر تفاوت
هايی را می
بيند و ميداند
گرچه به ظاهر
يک اسم دارند
مانند اين که
همه اثمار را
ميوه ها گويند
ولی طعم، کيف وخواص
هر يک جداست و
هکذا همه
فلزات را
معادن نامند،
ولی ارزش
يورانيوم و
پلاتين و طلا
و غيره در
برابر ديگر
فلزات با خواص
و حکمتی که
دارد متمايز
است . اين چنين
در بين کرات
وافلاک، فلک
جنان واز نگاه
خاک، خاک آن
ارزش صدها بار
برتر از خاک
توده ناچيز
زمين دارد.
٧ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که
انواع خلاقيت
و رزاقيت را
به صورتهای
گوناگون که
موجود است
بيند که در
هريک آن، نظام
تسلسلی به کار
رفته، ولی
بنابر ضعف قدرت به
تنوير باطن
احساس کرده
نمی تواند که
خداوند جل
جلاله خالق
اين همه نظام
بوده و به
انواع ديگر
نيز آفريده می
تواند که در رسايل
بعدی حقيقت آن
را خوبتر
ميدانند.

|