|
انسان و
اسرار قرب
يا
جام و
ميگر سوم
فصل ٢
جستجوی
انسان و ماهيت
اصلی آن
١ - سوال
: آدميزاد را
به مفهوم معنی
چرا انسان
ناميده اند؟
جواب : انسان
اسم مبالغه
است ومشتق از
اُنس بوده، که
معنی بسيار زود
خوی گيرنده يا
عادت يابنده
به هر چيز
باشد، حتی به
خانه و جای و
حيوانات و
غيره اشيای که
به ماحول خود
می بيند پس از
مدتی چنان به
آنها محبت
يابد که از
فراقش به
اندازه
ارتباط باطنی
خويش رنج کشد
و خوشگواريها
بر او تلخ
گردد، ولی از
جدايی حضور
حضرت کبريا جل
جلاله نا راحت
نبوده و حتی
احساس هم نمی
کند.
٢ - انسان
کيست ؟
جواب :
انسان موجود
دو پای، که
همه اين
کاينات برای
او و او برای
معرفت
وشناسايی خدا
جل جلاله بوده
تا به درک
کامل طرز
مبارزه را با
اعدای معنوی و
ظاهری خدا و
اهل وی جل
جلاله از خود
گرفته تا جای
نهايی بنا
نهاده وتا دم
آخربرای
آرامی خلق
الله به غرض
خوشنودی
اوتعالی جل
جلاله به تعميم
عدالت در پرتو
شيوع وحدت
بکوشد.
سعدی رحمة
الله عليه
فرموده :
ابر
و باد و مه و
خورشيد و فلک
در کارند
تا تو
نانی به کف
آری و به غفلت
نخوری
همه
از بهر تو
سرگشته و
فرمان بردار
شرط
انصاف نباشد
که تو فرمان
نبری
٣ - انسان
کيست ؟
جواب : انسان
مخلوقی دارای
درک منکشف
باشد که خوب
ميداند و می
بيند که از
ديد و واديد
های اشيای بی جان
و جاندار رفته
رفته در او
محبت راجع به
آن چيز خلق می
شود، ولی از
اثر اين تماس
يافتن به اشيا،
در خود اين
قدر انتباه
اکثراٌ نمی
گيرند که اگر
نام خداوند جل
جلاله را نيز
همواره بگويد
محبت حضرت او،
در وی به ساده
ترين صورت
ايجاد می شود،
اينجاست که وی
از بنده گان
صالح می گردد.
٤ - انسان
کيست ؟
جواب :
انسان موجودی
که اکثراً
دوست دارد تا
با خدای خود
علاقهء خاص
داشته باشد
واين دولت را
به زعم خود از
طرق بسيار
مشکلی به
انواع تکاليف
می خواهد به
دست آورد، حال
آنکه به عصر
حاضر فقط از ياد
خداوند جل
جلاله در هر
جا و مشاهده
اشيا و از آن
کمال و جمال
صانع او تعالی
جل جلاله را يافتن
راه کوتاهتر و
مؤثرترش باشد.
٥ - انسان
کيست ؟
جواب :
انسان موجودی
که به غرض
مشاهدهء
انواع اسرار
اشيا و طرز
استفاده از
آنها خلق گشته
تا هر چه
خوبتر وبهتر
خالق اين همه
بحرو بر مرئی و
نامرئی را با
کمال و جلالی
که دارد بشناسد
و هنوز هم از
او به عجز و
زاری بخواهد و
مساعی لازم در
طلب آرامی خلق
الله برای
رضای خدا جل
جلاله بنمايد
تا انعام و
اکرام خيلی ها
بالاتر و ارزشدارتر
را دريابد.
 
٦ - انسان
کيست ؟
جواب :
انسان موجودی
که از خود هيچ
وقت نپرسيده
است واين سوال
را کمتر کرده
باشد که چرا
اين همه اشيا
را به روی چه تصرف
و برای چه
مقصد به او
داده اند؟
بلی !
برای دريافت
شناسايی خدا
جل جلاله و
خالق و اعظم
جل جلاله و صانع
و اتم و اکمل،
اين همه نظام
را به او
بخشيده و به
دسترس
اختيارش قرار
دادند.
٧ - انسان
کيست ؟
جواب :
انسان موجودی
که از ديدن
کارنامه يی که
کسی کرده است
بر او هزاران
بخشش و تکريم روا
دارد، ولی با
ديدن اين همه
نندارتون
(دنيا) خلق
شدهء حضرت او
جل جلاله
اعتراف بر
عظمت و مساعی
به دريافت
حقيقت معرفت
را با وی جلت
عظمته نکند و
کمتر به
جستجوی اين
فضيلت توجه
نموده است.
٨ - انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که می
کوشد اگر
بتواند رئيس و
يا زعيم
اجتماع و يا
دستگاه را
بشناسد و به
او معرفت حاصل
کند، ولی با
خالق و صانع
اين همه نظام
عيان و نهان
که خدای اکبر
جل جلاله در
بحر و بر و
غيره افلاک و
کرات ديگر است
تلاش ندارد که
بشناسد و يا
دريابد ويا
لااقل با او
معرفت حاصل
کند.
٩ - انسان
کيست ؟
جواب :
انسان موجودی
که چقدر منور
شود خوش دارد
با منوران و
حتی با
سياستمداران
عمده ارتباط و
معرفت تام
بيابد، اما با
تأسف برای ارتباط
با خالق و
صانع خود به
اين آرزو جز
عدهء قليل
نرسيدند و حتی
در خود ايجاد
چنين ذوق و
عشق را
ننمودند.
١٠ -
انسان کيست ؟
جواب : انسان
چنان موجودی
که در هنگام
توفيق يافتن به
کدام ابتکار
عمل يا فکر در
کوايف علمی يا
روحی که توجه
ودنبال کردن
آن را به او
خداوند متعال
جل جلاله داده
است، رفته
رفته ازين
مساعی او را
منکشف راز و
اسرار می
سازد، باری از
خود سوال نمی
کند که اين
توفيق اگر
زادهء مغز او
باشد به امثال
وی مغزهای
عاليتر و حتی
مستعدتر از هر
نگاه به
ملياردها است
پس مساعی او،
بهانه، و
حقيقت آن، عطا
و لطف خدای
مهربان است که
به اين شکرانه
البته توفيق
اضافه تر به
او دهند و راه
ارتباطش را
با وی
تعالی در صورت
دوام بيشتر
سازند.
١١ -
انسان کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که به
مقابل مخالفت
از اوامر خود
بر مادونان هر
که باشد خشم
کند و حتی
ميزند و جزای
انتباهی
ميدهد، ولی به
مقابل مخالفت
اوامر و نواهی
او تعالی جل
جلاله که در
حقيقت اکثراً
مفاد و بهبود
حيات اجتماعی
در آن مضمر
است منقاد
نبوده و جزايی
در برابر آن
از طرف خدای
عيان و نهان
جل جلاله را
باور نمی کند.
١٢ -
انسان کيست ؟
جواب
: انسان
موجودی که
برای
مقتداران وقت
اعتراف می کند
که بايد به
مخالفين خود
جزا دهند، ولی
برای خدای
عظيم که او را
خلق کرده است
واز عدم به
وجود آورده و
عمر روزی
مقرره اش را
با غيره نعما
همه ساله در
هر جا که باشد
می رساند ولی
بازهم به او
جل جلاله از
کوتاهی فهم
قانونی را قبولدار
نبوده و جزايی
هم در برابر
مخالفت با وی جل
جلاله تصور
نکرده تمرد می
نمايد.
١٣ -
انسان کيست ؟
جواب
: انسان
موجودی ضعيفی
که با همه
دبدبه و
طنطنهء ثروت و
سرمايه،
کوچکترين ميکروب
او را از پا در
می آورد.
١٤ -
انسان کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که همه
از وی ترسند،
ولی خود او از
خودش نمی
ترسد، با آن
که هر چه ضرر
ميرسد از
انسانها بر
انسان و
انسانيت و
امثال اوست.
١٥ -
انسان کيست ؟
جواب :
انسان موجودی
که هر مخلوق
به او اعتماد
دارد، ولی خود
شان به همديگر
خود بدون از
نظرداشتها
اعتماد کمتر
کنند.
١٦ -
انسان کيست ؟
جواب
: انسان
انموذج است که
اکثر خواص و رازهای
اشيای جاندار
و بيجان فلک و
زمين او در وی
ديده می شود،
ازينرو او را
برخی حکما
«عالم صغير»
گفته اند.
تبصره
:
حالا
که تا جايی بر
ماهيت مقام
شامخ انسانی
وارد شديم و
دانستيم،
اساساً
ناشکريهايی
داريم و کرديم
و از ديد هر شی
بر صانع او
آفرين گفتيم،
ولی بر عظمت
خدای عظيم با
مشاهدهء اين
همه انعام
واکرام و
انواع تخليق
در جهان، هيچ
احساس
مسؤوليت نه نموديم.
انتها
خواستيم که با
زعما و بزرگان
دارای موقف و
مقام ارتباط
حاصل کنيم،
ولی با خالق و
صانع اين همه
کون و مکان
آرزوی ارتباط
را نکرديم، با
آنکه خلقت ما
برای دريافت
اين حقيقت
درين سراچه
آزمايش بوده و
هست تا به علم
مشاهداتی او
تعالی جل
جلاله ثابت
شود آيا به
مصنوعات او
چنان محو می
گرديم که وی
جل جلاله را
فراموش می
کنيم يا در
اثنای
گرفتاری، حضور
حضرت باری جل
جلاله را هم
بر خود نگران
ودر امور نيک،
جاذبه و کشش
آن را در خويش
نمايان ديده
از بدکنشتی ها
گريزان می
شويم، يا خير
؟
و در
پايان به اين
نتيجه ميرسيم
آيا به خداوند
جل جلاله ارتباط
و محبت می
ورزيم يا به
غير او که
هرچه هست و هرجا
هست.
لذا، در
برابر سوالی
که اين ارتباط
چطور قايم می
گردد؟ اينک
نظر شما را بر
پاره يی از
مطالب رمز
وصول انداخته
سپس به موضوع
قصور و کوتاه
نظری های
انسانی در حال
وجود خدا جل
جلاله باز هم
که انکار از
وی تعالی جل
جلاله می
نمايند
اندازيم و بعد
از آن به
مطالعهء
اشيايی که دال
بر عظمت کبريا
جل جلاله
بوده، نظر تان
را معطوف
ميداريم.

|