Visit New Site
  در باره   نويسنده   سنت ما   مطالب   کتابها   پائين کردن   ما را کمک کنيد   به ما تماس بگيريد   با ما تماس بگيريد   جستجو 
  
 محتوای کتاب
 
مقدمه
دريافت عظمت و جلال و کمال خداوند جل جلاله در اشيا
جستجوی انسان و ماهيت اصلی آن
رمز وصول
دلايل وجود خدا جل جلاله به منطق
ديد عظمت خدا جل جلاله در اشيا
امتيازات مقام علمی و رموز کاميابی انسان
مسير حرکت انسان در مظاهر علم و حقيقت آن
روح ما و کليد حقايق آن سرا
قسمتی از آثار جنان در انسان
چه کرديم که نديديم (غفلت)
خواص و حالات روح در ظاهر و باطن انسان
در کمپيوتر قلب چه می بينند
چگونگی قلب و اسرارش
به اسرار دل کار نکرديم، پس چه کرديم
ما و بيداری، نفس و عياری
نفس و کارنامه هايش
اگر اينها می شد چه ها که نمی شد ؟
شيطان را با شيطانت هايش بشناسيد
انسان و برخی از کارنامه های شيطان
Main Menu   مطالب مربوط                  
 صفحه را به دوستان بفرستيد
 
لطفاً اين صفحه را به دوستان بفرستيد
 سمينارهای رايگان انترنيت
 
توسط فرزند ارشد مولانا فيضانی، استاد مذهبی
 لطفاً عضو شويد
 
نشريه، مطالب و اخبار بطور رايگان بدست آوريد
 نظريات شما
 
افکار خود را با ديگران تبادل کنيد
 

Internet Explorer
Please use IE to
.navigate this site
   
  برگشت :  خانه  فهرست سر کتاب 

انسان و اسرار قرب
يا جام و ميگر سوم


 بقسم متن پائين کنيد
 بقسم pdf پائين کنيد


فصل ٥

ديد عظمت خدا جل جلاله در اشيا

 

١ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که به هر چيز متحرک و جماد، روح طبيعی و يا مصنوعی (الکترونی) را قايل است که يا زادهء دست اوست و يا به قدرت خالقش (خدا جل جلاله) در آن جايگزين گشته، با آن که می بيند که زمين و اکثر افلاک در مسير معين متحرک و دوار اند باز هم دست قدرت او جل شانه را به تعبير بعيد به زعم باطل و فاسد خويش به نام جاذبهء بی منشأ می خوانند، گويا از قدرت وی تعالی جل جلاله و تصرفش انکار می ورزند. حال آنکه جاذبه به مفهوم صحيح نوعی از تصرف اوست جلت عظمته که از کوتاهی و نا رسايی کلمات آن را بازگو کنندهء پاره يی از کارگاه عظمت ذات او جل جلاله ميدانيم.

٢ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که خوب ميداند هيچ ذرهء مادی در فضا بدون استناد قرار گرفته نمی تواند ولی اين همه نظام افلاک را بازهم ديده و دانسته به نام جاذبهء بی فورمول به آن اسم نهاده است.

بايد تذکر داد که منظور ما از نفی جاذبه در نظام افلاک نيست، اما روح مطلب اينجاست که وجود حرکت و طرز ادارهء راکت يا راکتها را از سيستم رهبری زمين و آن هم از جانب انسان قبول کنيم، چرا وجود بقای اشيا و طرز حرکت گوناگون افلاک را زادهء تصرف عظمت خالق بی همتای او جل جلاله ندانيم.

٣ - سوال : کيست ؟

جواب : انسان موجودی که جاذبه را در مقناطيس از اثر انتظام ماليکولها و به رديف قرار داده شدن می خواند ولی اين همه بی نظمی فی المثل ماليکولهای عمدهء زمين را از قبيل کوهها، بحرها، خاک، معادن و غيره، که غير جاذبی اند آيا جاذبه را در آنها به چه منوط ميداند؟ بلکه درک نمی کند که بازهم به تأويل فاسد شيطانی جاذبهء وهمی را برای امحای حقيقت دست قدرت او جل جلاله نام می نهند،

« يرِيدُونَ لِيُطفِئُوا نُورَاللهِ بِاَفوَاهِهِم وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوکَرِهَ الکَفِرُونَ » (صف:٨)

ترجمه : می خواهند که خاموش سازند نور عظمت و وحدت خدای متعال را به گفتار و دلائل پوچ اما خدای متعال جل جلاله پوره می سازد نور مطلوب خويش را اگر چه کفار آن را بد بينند.

٤ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که جز عدهء محدودی از نيکان شان، از مطالعه اشيا، عظمت خداجل جلاله را يافته واز آن ايمان کامل به خود حاصل می کند،اما همين وسيله برای ديگران اسباب گمراهی گرديده است.

٥ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که از ديدن کدام مؤسسه يا فابريکه و يا ماشين و غيره اسباب، آلات و طرز فعاليت و کار آن تعجب ها کند، ولی از اعطای اين دولت و کشف آن که به مغز انسان قدرت ساختنش را داد، هيچ نه انديشد و بر خالق آن شکران نگويد و حتی بعضاً نشناسند. وای، تأسف به اين کم بختی و نادانی !

٦ - سوال : انسان کيست :

جواب : انسان موجودی که سرهم بندی کامل يک اجتماع را هرگاه بيند البته بر کمال زعيم و رهبرش تصديق دارند، ولی اين همه نظام مرتب و منظم را که دال بر کمال خالق و صانع يکتای او جل جلاله است برخی نفهميده بلکه اعتراف بدان نيز نمی کند.

٧ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که از خاک انواع عطر و خوشبويی های گوناگون را توسط گلها بويد واحساس فرحت نمايد، ولی با تأسف که دقت نکرد آيا خالق اين همه کون ومکان که از خاک ناچيز نمناک چنين خوشبويی ها آفريد، پس حضرت وی جل جلاله دارای چه خوشبويی ها و نيکويی هاست، که اصلا دل و مغز تصور و درک آن را فعلاٌ کمتر کرده می تواند.

٨ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که از ديدن چهره های خوب حظ می برد، با آن که ميداند اساساً اين موجود با اين همه زيبايی از يک اسپرمای کوچک خلق شده است.

آيا حسن و جمال خالق او جل جلاله که مثل اين ملياردها صاحب جمال را خلق و بنا کرده است به چه پيمانه خواهد بود؟ زيرا مسلم سخن است که اگر کسی به شخصی هزار افغانی يا بيشتر و يا کمتر بخشش دهد طبعاً خود او مالک لکها افغانی باشد، آيا ذاتی که اين همه حسن را به همگان رايگان داده پس خود دارای چه جمال و کمال است؟! که درک ما از اندازه گيری آن عاجز باشد.

٩ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که می بيند در بين يک دانه توت خوردتر از ارزن، درخت تنومند توت دارای ده الی بيست متر ارتفاع تنه، و پنج الی ده متر ريشه ها با ضخامت آن، شاخه ها و محيطی که قطر بالايی آن کم از کم ده متر و هکذا ريشه های زيرزمينی مثل وی يا کمتر از آن با دستگاههای لازمش را به هم پيچيده و در همان دانهء توت اين کليه اسرار را گنجانيده است، ولی فکر نمی کند که صانع دارای اين همه حکمت البته مليارد ها بار عجيب و اضافه تر ازين قدرت دارد، که ما کوچکترين نمونهء آنها را فوقاً به ياری حضرت وی جل جلاله توضيح کرديم و درک اين حقيقت به ما می رساند که اين چنين مادهء اصل تخليق بشر را ماننداسپرما که در بطن مادر خلق کرد، باری باز هم اسپرمای ديگر از جسمش، که در زمين باقيست به نفخه دوم صورت داده و زنده کرده می تواند.

مصرع : نقاش را نقش ثانی خوشتر آيد ز اول .

١٠ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که در مجموع کمالات مستقيم و غير مستقيم ذات اقدس او جل جلاله به ايجاد و تخليق اشيا چه رنگها را ديد، اما ندانست که آيا ذات واحد الاحد او جل جلاله دارای اين همه عظمت و کمال، چه ذات و چه قوت و چه قدرت کامل، مالک هرگونه کمال و جلال است، که حتی کلماتی درخور ادای اين مطلب را نداريم تا مطالب حاوی اين حقايق را به آن جمله بندی کنيم.

١١ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : نسان موجودی که برای دريافت اثر حرارت هر شی از فاصلهء دور، اندازهء شدت حرارت را لازمی ميداند، ولی با اين همه فاصلهء آفتاب از زمين، که بازهم حرارتش زايل نمی شود نمی داند که اين قدرت زادهء حکمت کبريايی اوست جل جلاله و قسماً طفلانه می گويد، آفتاب کرهء آتشی است که تا هنوز سرد نشده و يا در آن هليوم می سوزد و حقيقت اين راز را به رسايل و دروس بعدی به ياری و مددگاری حضرت باری جل جلاله مطالعه می نمايند.

 

 

 نکات برجسته فصل 
Mawlana Faizani - Click to Learn More...

٩ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که می بيند در بين يک دانه توت خوردتر از ارزن، درخت تنومند توت دارای ده الی بيست متر ارتفاع تنه، و پنج الی ده متر ريشه ها با ضخامت آن، شاخه ها و محيطی که قطر بالايی آن کم از کم ده متر و هکذا ريشه های زيرزمينی مثل وی يا کمتر از آن با دستگاههای لازمش را به هم پيچيده و در همان دانهء توت اين کليه اسرار را گنجانيده است، ولی فکر نمی کند که صانع دارای اين همه حکمت البته مليارد ها بار عجيب و اضافه تر ازين قدرت دارد، که ما کوچکترين نمونهء آنها را فوقاً به ياری حضرت وی جل جلاله توضيح کرديم و درک اين حقيقت به ما می رساند که اين چنين مادهء اصل تخليق بشر را ماننداسپرما که در بطن مادر خلق کرد، باری باز هم اسپرمای ديگر از جسمش، که در زمين باقيست به نفخه دوم صورت داده و زنده کرده می تواند.

مصرع : نقاش را نقش ثانی خوشتر آيد ز اول .

مولانا صاحب فيضانی
 

اين صفحه را به دوستان بفرستيد

خانه | در باره اين صفحه | برای ما ايميل کنيد | رابطه به ما  | تبصره شما | وال پيپر | اصولی | خصوصی  
© ١٩٩٧ – ٢٠٠٥ مولانا  فيضانی انترنيشنل . حقوق طبع محفوظ. 
ناشرين محترم ! لطفاً به ما ايميل کنيد تا از شرايط چاپ آن آگاه شويد.