Visit New Site
  در باره   نويسنده   سنت ما   مطالب   کتابها   پائين کردن   ما را کمک کنيد   به ما تماس بگيريد   با ما تماس بگيريد   جستجو 
  
 محتوای کتاب
 
مقدمه
دريافت عظمت و جلال و کمال خداوند جل جلاله در اشيا
جستجوی انسان و ماهيت اصلی آن
رمز وصول
دلايل وجود خدا جل جلاله به منطق
ديد عظمت خدا جل جلاله در اشيا
امتيازات مقام علمی و رموز کاميابی انسان
مسير حرکت انسان در مظاهر علم و حقيقت آن
روح ما و کليد حقايق آن سرا
قسمتی از آثار جنان در انسان
چه کرديم که نديديم (غفلت)
خواص و حالات روح در ظاهر و باطن انسان
در کمپيوتر قلب چه می بينند
چگونگی قلب و اسرارش
به اسرار دل کار نکرديم، پس چه کرديم
ما و بيداری، نفس و عياری
نفس و کارنامه هايش
اگر اينها می شد چه ها که نمی شد ؟
شيطان را با شيطانت هايش بشناسيد
انسان و برخی از کارنامه های شيطان
Main Menu   مطالب مربوط                  
 صفحه را به دوستان بفرستيد
 
لطفاً اين صفحه را به دوستان بفرستيد
 سمينارهای رايگان انترنيت
 
توسط فرزند ارشد مولانا فيضانی، استاد مذهبی
 لطفاً عضو شويد
 
نشريه، مطالب و اخبار بطور رايگان بدست آوريد
 نظريات شما
 
افکار خود را با ديگران تبادل کنيد
 

Internet Explorer
Please use IE to
.navigate this site
   
  برگشت :  خانه  فهرست سر کتاب 

انسان و اسرار قرب
يا جام و ميگر سوم


 بقسم متن پائين کنيد
 بقسم pdf پائين کنيد


فصل ١٠

چه کرديم که نديديم ( غفلت )

 

١ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که اتم اشيا را کشيده و از آن استفاده های سرسام آور به هر چيز کرد، با تأسف ک اتم جسم و روح خود را مورد تجزيه قرار نداد و بهره های عالی به نفع ابنای زمان و معرفت مولای خود به دست نياورد.

٢ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که از تجزيهء برق اشعه های گوناگون ليزر و ماورای بنفش و اشعه اکس و غيره را کشيده، ولی با تأسف که به تجزيه روح و اثرات آن اصلاً دست نيافت، که از اشعهء آن نه تنها اين جهان را همه و همه بينند بلکه حقايق بعد چهارم را عند الفرصت با لقای مطلق خداوند جل جلاله با همه تفصيل ملاحظه نمايند.

٣ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که به غرض در اختيار آوردن و استفاده سليم کردن، بحرها را شگافت و درياها را بند نموده و انهار ساخته است، ولی برای سيلاب سرشار قوای معنوی هم جنسان خود، هيچ بند جز بندهای سياسی و آن هم متکی به نفس نساخته است.

٤ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که برای زندگی آيندهء خود نظر به حرص طبيعی که از منشأ ذاتی نفس با اوست می کوشد تا مدارک تأمين حيات چند روزه را بقسم مکمل پيدا و سرهم کند و حتی اندوخته هايی هم بدين مطلب از راه مشروع و نا مشروع جمع و تهيه نمايد که از وی به فرزندان و نواسه هايش تا اخير برسد، ولی برای زندگی ابدی و عالی انسانی خود به حضور کبريايی در جنان، آن قدرها توجه و مساعی لازم را اکثراً ندارد.

٥ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که پرتو اثرات روح را توسط حواس خمسهء ظاهری بدن مانند نيروی ديدن، شنيدن، بوييدن، گفتن و غيره را توانست بداند، ولی ندانست که ذات روح دارای چه حواس و تصرف هزاران بار ازين قويتر باشد.

و هکذا خالق اين همه نيرو، نيز دارای اسرار مشخص خيلی ها عاليتر از آنچه ديده و فهميده می شود بوده، که ما از درک آن عاجزيم.

« لَنَفِدَ البَحرُ قَبلَ اَن تَنفَدَ کَلِمَتِ رَبِّی » کهف/١٠٩)

ترجمه : هر آيينه تمام می شود بحرها پيش از آن که اسرار اشيای او تعالی جل جلاله توضيح گردد.

٦ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که خوب می داند و می بيند در کشاکش کارهای نيک و بد سردچار و حتی دست و گريبان است، آيا قوای محرکهء اين دو عامل کيست هيچ دقت نمی کند و در پی دريافت حقيقت اين فتنه نمی کوشد تا خود را آرام نمايد.

٧ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که جانداران اهلی و حتی ماشين آلات بايد به اختيار او حرکت کند، ولی خودش اکثراً تحت سلطهء قوای نامرئی روح، نفس، شيطان يا بعضاً ملک حرکت نمايد، بازهم نمی کوشد که جانب الهامات ملکی را قوی و قويتر سازد.

٨ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان مخلوقی که اقرار دارد هر موجود زنده و حتی بعضی بی جانها دارای اسرار و حالت باطنی و ظاهری است و به اسرار ظاهری احساس خود درک اشيا را نمايد آيا از احساس باطن چه درکها حاصل شده می تواند، کمتر التفات به آن کرده است، که به حکم هيچ بايد شمرد.

٩ - سوال : انسان کيست ؟

جواب : انسان موجودی که از اتفاق حيات اجتماعی همه جانداران حظ می برد و به اساس کوايف ارثی آن مؤثر ميداند، ولی در انتظام حيات اجتماعی خودها به طور عموم که همه افراد بشر از آن بهره مند باشند ميل ندارد بلکه می کوشد که فاصله را هنوز هم بيشتر ميان اولاد بشر ايجاد کند، و اين جامعهء مؤمنين و پيروان مدرسهء قرآن دست ناخوردهء اسلام اند که به ياری و مددگاری خدای عظيم جل جلاله برای برآورده شدن اين مأمول عملاً گام بر ميدارند.

تبصره :

در پايان يکبار ديگر به اين حقيقت بايد به غور نظر کرد که روح و روحانيت واثرات مثبت ومنفی آن هر يک به ذات خود کيفيت و رموز خاص دارد به اين معنی چقدر که قدرت روحانی در انسان پست گردد به همان اندازه الهامات ملکی ضعيف و ضعيفتر گشته اثر مستقيمش را در اشخاص به روشنی تمام چنين می يابند که به زبان از هر نگاه پيش آمد های درست داشته و به مطالب نظر خوب دهند، ولی اثر عملی از آن در شخص جز نفی مطلق ديده نشود، بلکه همزمان طرفين دانند که او برای خوشحال نمودن وی به چنين جملات تملق آميز زبان را کشاده ورنه ازدل هيچ علاقهء واقعی به همراهی و همکاری او ندارد و به برداشت کوچکترين تکليف به او حاضر نيست و اگر هم باشد توفيق عملی کردن آن را به جوارح يافته نمی تواند.

به مرتبهء دوم : چقدر که در چنين جوامع روزگار مردم بالاتر رود و زندگی مرفه به عامه ميسر شود، بازهم آرامی قلبی در اجتماع موجود نبوده برعکس يک نوع وحشت و بی قراری، هر واحد در خود احساس نمايند که در حقيقت اين علامت غلبهء فشار روح بر صندوق جسم بوده و تهديداً او را به انتخاب راه غلط که در پيش دارد می فهماند، لذا يک نوع تنگی های غم افزاء شخص را بدون ارايهء کدام مطلب، مغموم و محزون می دارد.

اينجاست که شيطان با استفاده از درک آن، در حال دست به دفع و چاره به اتخاذ يکی از دو راه ميزند:

اول : او را به خواندن ساز و آواز يا مصروفيت بر ناروا  و قصه های اين و آن و نهايت به زمزمهء کدام بيت يا اشپلاق های آهنگدار به دهن مشغول می کند.

در صورت دوم : اگر تنها بود با ارايه دوسيه های فکر و پيش کردن فهرست آن در دل و مغز يکی بعد ديگر مطالب شهوت افزا و يا غم آور يا مشوش کننده را آورده و او را به آن مصروف می سازد. اينها همه و همه علايم پريشانی روح و اثرات نا آرامی دل به علت توجهات فاسد غير انسانی در شخص باشد.

 

 

 نکات برجسته فصل 
Mawlana Faizani - Click to Learn More...

در پايان يکبار ديگر به اين حقيقت بايد به غور نظر کرد که روح و روحانيت واثرات مثبت ومنفی آن هر يک به ذات خود کيفيت و رموز خاص دارد به اين معنی چقدر که قدرت روحانی در انسان پست گردد به همان اندازه الهامات ملکی ضعيف و ضعيفتر گشته اثر مستقيمش را در اشخاص به روشنی تمام چنين می يابند که به زبان از هر نگاه پيش آمد های درست داشته و به مطالب نظر خوب دهند، ولی اثر عملی از آن در شخص جز نفی مطلق ديده نشود، بلکه همزمان طرفين دانند که او برای خوشحال نمودن وی به چنين جملات تملق آميز زبان را کشاده ورنه ازدل هيچ علاقهء واقعی به همراهی و همکاری او ندارد و به برداشت کوچکترين تکليف به او حاضر نيست و اگر هم باشد توفيق عملی کردن آن را به جوارح يافته نمی تواند.

به مرتبهء دوم : چقدر که در چنين جوامع روزگار مردم بالاتر رود و زندگی مرفه به عامه ميسر شود، بازهم آرامی قلبی در اجتماع موجود نبوده برعکس يک نوع وحشت و بی قراری، هر واحد در خود احساس نمايند که در حقيقت اين علامت غلبهء فشار روح بر صندوق جسم بوده و تهديداً او را به انتخاب راه غلط که در پيش دارد می فهماند، لذا يک نوع تنگی های غم افزاء شخص را بدون ارايهء کدام مطلب، مغموم و محزون می دارد.

اينجاست که شيطان با استفاده از درک آن، در حال دست به دفع و چاره به اتخاذ يکی از دو راه ميزند:

مولانا صاحب فيضانی
 

اين صفحه را به دوستان بفرستيد

خانه | در باره اين صفحه | برای ما ايميل کنيد | رابطه به ما  | تبصره شما | وال پيپر | اصولی | خصوصی  
© ١٩٩٧ – ٢٠٠٥ مولانا  فيضانی انترنيشنل . حقوق طبع محفوظ. 
ناشرين محترم ! لطفاً به ما ايميل کنيد تا از شرايط چاپ آن آگاه شويد.