|
انسان و
اسرار قرب
يا
جام و
ميگر سوم
فصل ١
دريافت
عظمت و جلال و
کمال خداوند
جل جلاله در
اشيا
برای
روشن ساختن
حقيقت اين راز
(درک کنه ذات) در
حالی که ما
کلمات اداگر
اين مطالب را
نداريم چطور
ممکن شده می
تواند که باری
با اين همه کوتاهی
فهم بر کمال و جلال
عظيم بی زوال
پی بريم، زيرا
مسلم است وقتی
پايهء قدرت يک
نيرو را
ميتوان
دريافت که
لااقل به
پيمانهء او در
خود استعداد
ديده و يا شبه
آن را سراغ
کنيم. حال
آنکه، اندازهء
عقل و دانش که
وی تعالی جل
جلاله از اول
دنيا تاعصر ما
عنايت نموده
اگر دقت کنيم
جز حيرانی و
مبهوتی چيزی
حاصل نيايد.
به
طور مثال : برای
تسهيل فهم بسيار
ساده غور
نماييد که ذات
عظيم کبريا جل
جلاله از اول
دنيا تا آخر
فنای آن به هر
انسان به چه
مقدار عقل
منکشف و فهم و
درايت داده،
هرگاه اين همه
را سرهم کرده
جمع سازند به
سنتليونها تن
وزن فی المثل
بالغ می شود.
مثلاً : نفوس
فعلی جهان
چهار مليارد
است اگر فرض
کنيد به هر
نفر طور متوسط
يک پاو عقل و دانش
خداوند جل
جلاله داده
باشد (٤×٤=١٦) مليارد
خورد، اين را
تقسيم سير
نماييد و به
تن تعديل
بخشيد به روی
اين حساب به
نتيجه سرسام آوری
ميرسيد و در
پايان به يک جهان
تحير و مبهوتی
مستغرق می
شويد. به اساس
اين سنجش اگر
غور کنيد، که
به هر قرن يا
عمرهای مختلف
هر دورهء
انسانها، از اول
دنيا تا اکنون
چه مقدار علم
و دانش داده
شده مايهء
تعجب و گرنگی
هوش گرديده،
به روشنی تمام
در می يابيد
که سبحان
الله، عظمت،
کمال، علم و
دانش او جل
جلاله عم
نواله از
ساحهء فهم و
درک ما به کلی
بيرون است،
خصوصاً که بر
آن، اندازهء
فهم و دانش
مخلوقات کرات
سه گانه
(افلاک ملک،
جن و شياطين)
طرف دنيا ما
را ضم کنيد و
با پنج جهت
ديگر که مساوی
هژده هزار
عالم می شود
به کجاها
ميرسد و اگر بر
اين درايت،
اندازهء شعور
جانداران را
بيفزايند چه
حاصل از آن جز
محو در محو
ميتوان گرفت و
اين بدان
ماند، که مور
کوچکی به درک
خود به
احصائيه گيری
و نظام سازی
رئيس جمهور
کدام مملکت
پردازد، آيا
از عهدهء آن برآمده
می تواند؟ نه
هر گز.
پس اين
چنين به
احصائيه و درک
کمال و قدرت و حتی
از اندازه
گذاری به
برنامه های
حضرت وی تعالی
جل جلاله ابدا
انسان عاجز
بوده باشد،
لذا حضرت خضر
عليه السلام
هنگام نمودن
کمی ساحهء
دانش بشر برای
حضرت موسی
عليه السلام چون
در کشتی
نشستند،
گنجشکی به
عرشه کشتی قرار
گرفت و منقار
خود را به بحر
فرو برد و بالا
کرد، جناب خضر
عليه السلام
از موسی عليه
السلام پرسيد:
آيا اين گنجشک
با فرو بردن
منقار از بحر
چه مقدار آب
را گرفته
باشد؟ گفت به تناسب
بزرگی بحر به
حکم هيچ، خضر
عليه السلام
گفت: اين چنين
تصور کنيد،
مجموع درک و
دانش اولاد بشر
از اول تا آخر
جهان به حکم
قطره يی از
دانش و علم
خداوند متعال
محسوب نشود.
بنابرين
موقف ناچيز
برخی ها در
بين انسان های
کم رشد اجازهء
خودنمايی را
به اغوای شياطين
به خويش
ميدهند و الا
در برابر
موجودات کرات
ديگر و يا
انسانهای
رسيده تر صفر
جمع صفر
باشند. چنانچه
عده يی به روی
انانيت و تصرف
امور علمی
محدود در اشيا
و اسباب آلات،
که اصل آن
زادهء دست
قدرت و عظمت
خاص عظيم با
شوکت اوست
دانسته و نا
دانسته به
خويش اجازت ميدهند
تا بدون کارت
راه داری آرزو
کنند که به
اين دولت سرا
(قرب حضور) رسند.
« اين خيال است
و محال است و
جنون »
و اينک نظر
شما را به
اجمال به پاره
يی از اظهار
مطالبی می
اندازيم که به
خوبی تمام از
آن جلال و
عظمت او تعالی
روشن است و به
مرتبهء دوم،
چرا انسان به
دريافت اين
دولت با آن که
فطرتاً مايل
است نمی کوشد؟
و در جای سوم،
طرق کوشش کدام
است؟ مختصراً
توضيح دهيم.

|