|
انسان و
اسرار قرب
يا
جام و
ميگر سوم
فصل ١٦
نفس و
کارنامه هايش
١ - سوال : نفس
چيست ؟
جواب :
نفس جوهر يا
فشردهء عالم
خبث باشد که
بر سه قسم
اعظمی مظاهر
آن در جسم
انسان نمايان
گردد.
٣ -
مطمئنه
(قرآن کريم)
٢ - سوال
: دليل ثبوت
جوهر نفس از
زمين چه خواهد
بود؟
جواب :
شما می دانيد
که جوهر، اصل
شی يا خلاصه
کل که دارای
خواص همه آن
چيز باشد،
آنرا جوهر
گويند، برای
تثبيت جوهريت
نفس در بدن
همين قدر کافی
است که از
زمين هر چه
رويد و قابل
استفاده باشد
انسان به هر
شکل که شود به
آن تمايل نشان
داده و مورد
استفاده خويش
قرار می دهد و لو
که مثل ترياک
سَم قاتل و يا
مثل تنباکو و
مرچ تلخ و تند
هم باشد.
٣ - سوال :
اين خواص
استفاده از
اکثر اشيا را
جانداران هم
دارند ؟
جواب : اشتباه
است اگر مراد
از جانداران
عموم ذوات الحی
باشند دقت
کنند ماهی ها
محتاج کاه و
اکثر روئيدنی
های روی زمين
نبوده و هکذا
اکثر طيور هم
گوشت نمی
خورند و ميوه
جات و حبوبات
را اکثر
جانداران ميل
ندارند.
٤ -
سوال : اگر
اندکی روشنتر
سازند ؟
جواب : از
آنجا که
جانداران
متعلق به هر
کره، مربوط به
خواص مخلوق
اعظم فلک يا
کره خود اند،
لذا در زمين
جانداران
بحری و بری
بايد بوجه من
الوجوه
مشارکت به صرف
قسمتی از
ماکولات و
مشروبات اشرف
کرهء خويش
يعنی انسان داشته
باشند تا
انسان ميلانی
از خود به
استفاده از
آنها نشان
دهد. چه اينها
همه برای
انسان وانسان
برای معرفت و
شناسائی خالق
اين همه عيان
و نهان آفريده
شده است تا به
وسائط ذکر و
تماشای
نندارتون و
عجز و شکر و
خدمت خلق
الله، ارتباط
با خالق خود
حاصل نمايند.
٥ -
سوال : آيا نفس
چطور طی مدارج
می کند ؟
جواب : اساساً
در اول پيدايش
طفل، مطمئنه
باشد و اگر در
فاميل و محيط
وی کجروی
حکمفرماست
رفته رفته نفس
به لوامه
تبديل شود و
اگر ازين هم
اضافه تر شد
اماره بالسوء
گردد، ما در
باره رساله ای
جداگانه
نوشته ايم .
٦ - سوال :
اين عروج و
نزول نفس
زادهء چه
کيفيت است ؟
جواب : چون
روح وعلم که
نماينده شان
حيات و عقل در
بدن است از
عالم قدس به
وديعت در
صندوق جسم
نهاده شده و
هکذا نفس که
جوهر عالم
سفلی يا کرهء
ارض ماست در
وجود مستقر
گرديده است.
ازينرو می کوشد
تا هر يک بر
ديگر غلبه
نموده واو را
به اصلش متوصل
سازد، يا
بعبار ديگر
توصل روح به
عالم قدس يا بعد
چهارم و توصل
نفس به گرفتن
لذايذ از وجوه
ناجائز و فرو
رفتن آن همه و
همه به اين
جهان فانی.
٧ - سوال :
اگر روح و نفس
در انسان
مساوی باشد،
پس جايگاه
چنين اشخاص در
کجا خواهد بود
؟
جواب : اصل
در همهء اين
صحنه های
تثبيت يافتن
جهت طرف خدا
جل جلاله يا
دنيا است و
انتها به
ايمان کامل
تقرب جستن به
خالق زمين و
آسمان از
مشاهدهء ديگر
اشيا عيان و
نهان و يکتا
دانستن و بی
ضد و بی مثل
شمردن وی
تعالی جل جلاله
است. بروی اين
معيار چون
خداوند جل
جلاله همه
اکرام و احسان
و لطف و
مهربانی را به
انسان از
ابتداء خلقت
رايگان روا
داشته و او
جلت عظمته می
خواهد که پس
از گرفتن
امتحان هر
واحد از اولاد
بشر را به يکی
از جايگاه
جنان يا دوزخ
مستقر سازد
لذا در بين ضدين،
بادی بدن را
گذاشته و او
را در مقر
کشمکش قرار
داده اما
مساوات حالات
روح و نفس بروی
اضعاف و مضاعف
خير و نيکوئی
ها دليل بر نجات
نفس است.
٨ - سوال :
امتحان بشر تا
چه وقت دوام
داشته و نتيجه
آن به کدام
فرصت ميسر
گردد ؟
جواب :
از ابتداء
بلوغ شرعاً و
قبل از آن
استحباباً انسان
در بين کشمکش
نفس و روح و
الهامات خير
ملکی و وساوس
شر شيطانی
گرفتار است که
همزمان به او،
کرام الکاتبين
با کامره های
عکاسی و تيپ
های منظم بلاتشبه
جمله اقوال و
کردار او را
ثبت کنند
همينکه اجل
موعود رسيد
روح در حال به
پرتو يکی از
جاهای نعمای
جنان يا عذاب
دوزخ روبرو شود
اين را قيامت
صغرا گويند که
البته پس از
حشر به قيامت
کبرا جنساً در
آن به همه
لذايذ اشخاص نيکوکار
و به شدايد
دوزخ مردم
بدکار برای
ابد جايگزين
گردند.
٩ - سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که به
استفاده از
فرصت برای جلوگيری
تقويه قوای
معنوی
ونيروبخشی
قوای نفسانيش
شيطان به همکاری
نفس صدها سدود
و بندها برای
او ايجاد
نموده و برای
هر کس حسب استعدادش
ديوارهای قوی
و قويتر را در
اول وهله به
نفع خود و
آيندگان بعدی
خويش با ايجاد
عادات بد خلق
کرده است، ولی
کمتر کسی به
آن ملتفت شده
باشد و اگر هم
دانسته، چاره
يی به علاج آن
نتوانسته است.
١٠ -
سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی مابين
دو دستگاه
نشراتی خير و
شر بی اراده و
با اراده
مشغول خود و
ماحول خود است
تا کدامين
نيرو بر وی در
پايان کار
غالب گردد.
١١ -
سوال : انسان
کيست ؟
جواب : انسان
موجودی که خوب
می داند و می
بيند هميشه در
کشاکش کارهای
نيک و بد
سردچار و حتی
دست و گريبان
است آيا قوای
محرکه اين دو
عامل کيست هيچ
دقت نمی کند.
١٢ -
سوال : انسان
کيست ؟
جواب
: انسان دارای
استعداد خدا
داد است که به
هر پيمانه
بخواهد می
تواند در
کارهای نيک و
بد به شکل
نهايی از آن
بهره گيری و
کاروائی ها
کند.
١٣ -
سوال : انسان
کيست ؟
جواب
: انسان
موجودی که
جانداران
اهلی و حتی
ماشين آلات به
اختيار او
حرکت کند ولی
خودش اکثراً
تحت سلطه قوای
نامرئی روح و
نفس، شيطان يا
ملک متحرک
باشد.
١٤ -
سوال : آيا
ممکنست که
بدون قيودات
ظاهری و نفسی
انسانها
زندگی کنند ؟
جواب :
بلی! هرگاه
فجايع غلبه
نفس و شهوت
رانيها را
بدانند واز
راه ظاهر و
باطن بر آن چيره
گردند آن وقت
کنترول به
تطبيق قوانين
ظاهری که در
واقع پابندی
آن آرزوهای
نهفتهء نفس برای
متجازين است
ديده نمی شود.
تبصره :
پيش
از شروع غفلت
های نفس
چنانکه
ملاحظه کردند
ماهيت نفس و
اضرار حالات
آن را بطور
اجمال خواندند
شايد به اين
نتيجه صدور
حکم نموده باشند
که در چنين
صورت نفس
تماماً مضر و
برای تباهی
مطلق انسان
است، نه هرگز.
حقيقت اينست
که وجود نفس
همه و همه
برای بهبود
حيات مادی و
معنوی و فانی
و سرمدی انسان
خلق گشته، زيرا
اگر نفس نبودی
در بادی بدن
احساس کمبودی
ماليکولهای
جسم از کجا می
شد؟ و اين
چنين اگر نفس
مطمئنه گردد
بحکم اتم برای
عروج روح الی
حضور حضرت وی
تعالی جل
جلاله کارها
نمايد.
يا
بعباره ديگر
وجود نفس آلهء
قرب و بُعد
بنده با خدا
جل جلاله شده
می تواند يعنی
اگر صالح شد
به هر دو جهان
موفقيت به
مؤمن نصيب
گردد و اگر
فاسد گشت در
هر دو عالم رسوا
شود و بعضاً
که چالاکی ها
کنند فقط
کارهای بد خود
را به عياری و زرنگی
در اينجا خوب
نشان دهند اما
از حضور
خداوند عظيم
به اين قدر
کجا رها شوند.
خلاصه
نفس را اگر
کود تصور کنيم
وسيلهء رشد درخت
روح گرديده
اگر کود بسيار
شد درخت از
بين رود و يا
بکلی ضعيف
گردد، اينست
ساده ترين
تمثيل برای
درک موقف نفس
در وجود شخص.

|