|
خودشناسی
- خداشناسی
فصل ٥
عزيز
گرامی قاری
محترم!
ما در
اين رساله به ياری
خداوند جل
جلاله نظر شما
را به چيزهای پيش
پا افتاده جلب
کرديم البته
صاحبنظران
عالی فطرت به
اقتفای آن می توانند
به ماحول خويش
نظر انداخته،
رموز و اسرار
بيش ازين را يافته
و پس از آن، به
اينجانب يا کميته
علمی صاحب درايتان،
ارائه نمايند
تا بعداً به
اسم خود شان
به اين رساله
اضافه گردد.

روح
مطلب درين اثر
سه چيز عمده
باشد :
اول – مطالعهء
يکساعت چنين
آثار و پی
بردن بر حقيقت
عظمت و کمال و
جلال حضرت
کردگار، دقيقهء
آن بقول مخبر
صادق (ص) برابر يکسال
عبادت مقبول
باشد يعنی يکساعت
مساوی به شصت
سال .
دوم -
شکرانهء نعمت
پس از درک حقيقی
وصول آن، به
درايت کامل به
انسان حاصل می
گردد، که
البته تدقيقات
مربوط به اين
اشيا مُُورِث
زيادت نور ايمان
و تقويهء قوای
روحی و يگانه
وسيلهء کشف
اسرار بعد
نامرئی چهارم
باشد.
سوم - حجت
و دلايل مبرهن
است که هر يک
ازين مطالب،
دال بر وجود
صانع عظيم و
عليم، خدای کريم
و رحيم باشد،
که بيشک، همه
و همهء اين
نظام بروی
انتظام قبلی و
تقشهء عالی و
مکمل نظم بخشی
کبريايی او
صورت گرفته و
به طور فال
ابدا نبوده و
طبيعت را
قدرت پيدايش
هيچ چيز نيست
بلکه کليهء اين
کاينات يا طبيعت
زادهء دست قدرت
بلاکيف عظيم
بی زوال و قديم متعال
بی ابتدا و بی
انتهای اوست
جلت عظمته.
اما اغفالگران
ملحد، که برای
گسترش هرچه بيشتر
نقشهء
استعماری خود،
خلقت جهان را
که خود بخود پيدا
شده می نامند،
افترا مطلق
بطلان واضح و
جهل محض است.
آری،
نشر اين
مفکوره بروی
دو مطلب عمدهء
ذيل صورت
گرفته است :
اول - استعمارگران
جديد از اسلاف
خود روحيهء
زجر آور و غير
مردمی بزرگترين
استعمارچيان
جهان (انگليس)
و غيره را در
برابر مردم
ستم ديده با
طول صدها سال
بقايش، در
ممالک
مستعمره ديدند
که همزمان
قدرت يابی قوم
يا ملت، ايشان
را از خاک خود
به نهايت بی
حرمتی بيرون ريختند،
لذا اين
استعمارگران
تازه علت عدم
اختلاط شان را
با باداران
گذشته، فقط
بروی اساسات
عقيده، مذهب،
کلتور، عنعنات
و غيره حفظ
ناموس و خاک
که زادهء دين
است، دانسته
ازينرو پيش از
پهن کردن
بالهای
استعماری و به
ميان آوردن
آقايی و بابايی
بر مردم و ملل
مظلوم، اينک
برای از بين
بردن همه
اساسات دينی و
مذهبی، خود را
زير لوا الحاد
و عدم وجود
خدا و يا
انکار از صانع
بی همتای او
جل جلاله در
آورده، و
جوانان خسته
از دين های خشک
شابلوئی
(قالبی) را اول
به عياشی و
فحاشی سوق
داده به اين حيل
آنها را بخويش
منجذب ساخته و
می سازند، که
درين نيز غرض
عمدهء دوم
روشن است .
دوم -
ممالک
پسمانده را از
پا درآوردن توسط
خود مردم، بهترين
حربه و آله، تطميع
عده يی از
جوانان ناخود
آگاه است که
به سم عياشی و
فحاشی و بی
بند و باری،
آنهايی را که
به پول ملت
مظلوم به ثمر
رسيده اند گرفتار
کرده و خود در
خفا بزير پرده
های غافلين
دارای قدرت، روزگار
را به انقلاب
چون بخارا و يا
آلمان شرقی يا
گرجستان، پوليند،
چکوسلواکيا و
غيره مواجه می
سازد. و ازين
نيرنگهای
گوناگون استعمارگری
به طول صدها
سال ديده شد که
جز درد سر و
آدمکشی و کشور
کشايی و نهايت
آقايی و بابايی
بر مردم، ديگر
هيچ مطلب از فکر
و مغز اهل
دانش اسلاف و
معاصرين زمان
کشيده نشده و
نمی شود، که اينک
به دورهء خاص اتمی،
بزرگترين
ممالک عوض
آرامی اولاد
بشر به
مسابقهء تسليحاتی
سرسام آور، طوری
می پردازند که
جز جنون نام ديگر
به آن راست
نمی آيد.
آری! اين
ديوانگان
مدعی کمال را
ميتوان به
رهبری سليم
قرآن دست
ناخوردهء
اسلام توسط
مساعی مدرسين
مدرسهء قرآن
به شاهراه هدايت
و معرفت به ياری
خدای عظيم با
حشمت، نظر به
دورهء قهر
زمان نوح عليه
السلام برعکس
به طوفان رحمت
جهانشمول
رهبری و پيشوايی
نمود.
بِمَنِهِ
وَ فَضلِهِ
الکَرِيم - آمين

|